تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 969

مساهمون:

ص٩٦٩

عرفج

اسم عربي نوعى از يتوعات است و كفته‌اند اسم نباتيست كه بر شطوط انهار مىرويد و پنج شاخه مىدارد و لهذا آن را ذو خمسة الاغصان مىنامند و كفته‌اند درختيست شبيه بسماق

عروق

جمع عرق است و شامل عروق بدن و شجر هر دو است و نيز بيخ درختى است زردرنك كه از ان ثياب و غيرها را رنك مىنمايند كه بعربي عروق الصفر و به فارسى زردچوبه و بهندى هلدى نامند

عرق الارطى

بيخى است سرخ رنك و سبك كه به فارسى بيخ پده نامند و آن بيخ درخت غرب است

عرق اصف

بيخ كبر است

عرق انجبار

بيخ انجبار است

عرق الجسد

رك بدنست

عرق السوس

اصل السوس است

عرق الكافور

بلغت اهل مكهء مشرفه زرنباد است

عرق الطيب

اسرار است و زرنباد را نيز كفته‌اند

عرق الفالوذج

ابو خلسا است كه به فارسى هوه جويه نامند

عرق الجبال

موميائى است

عرق الزبيب

مويز آب است كه مقطر نموده باشند

عرق الشجر

صمغ است

عرق العروس

طلق است

عرق يابس

قلفونيا است كه به فارسى زنكبازى نامند

عرقضا و عرقضان و عرهضان و عريقصانه و عرنقصان

همه اسم حندقوقى است يا بربطوره است

عرقيج

برى بكمون است و بخور اكراد را نيز نامند

عرقون

نباتيست كه برك آن شبيه

ببرك

شقائق النعمان است و شكافته و طولاني و بيخ آن مستدير و آن را مىخورند و صنف ديكر نيز مىشود شاخهاى آن باريك و برك آن شبيه ببرك ملوخيا و در اطراف شاخهاى آن چيزى برآمده شبيه بسر مرغى و منقار آن و اين در طب غير ممدوح بلكه در صناعت ديكر است

عرقيل

بعربي صفرة بيض است

عَرَم

بفتح اول و دوم ماهى است كه اهل مغرب سردين و بيوناني وبس نامند

عرماء

مار سياه مخلوط بسرخى است و كفته‌اند مار مرقش است

عِرماض

بكسر بعربي طحلب است

عَرِمَه

بفتح اول و كسر دوم و فتح ميم و هاجرد ذكر است يعنى موش دشتى نر

عَرمض

بفتح طحلب سبزيست كه در زير آب مىباشد و بالاى آب مىآيد و نيز حب الغار و نوعى از سدر برى است كه به فارسى كناريرى نامند و اراك كوچك را دانسته‌اند

عرمضان

اسم عربي حندقوقى و بخور الاكراد است

عرنقصان

حندقوقي است

عروى

بعربي و سرياني خنثى است كه اسراش باشد

عرويا

سرياني است و به فارسى كز انكبين نامند

عروس

قاتل النحل است كه نيلوفر باشد و كبريت زرد را نيز كفته‌اند و اهل شيراز آب مقطر از معصفر در اول مرتبه را عروس و آب سرخ بعد از ان را داماد نامند

عروسا

فارس سلخ الحيه است

عروسك

پس پرده و عروس در پرده اسم فارسى عامهء فرس كاكنج است

عروسك

حباحب است كه به فارسى كرم شب‌تاب نامند و كفته اسم فارسى طينوس است و چغد را كه بوم نامند نيز كويند

عروق

بفتح اول و ضم دوم دواى معرق است و بضم اول و دوم بمعنى رك است و شامل ركهاى بدن انسان و حيوان و اشجار است و نيز ريشهاى باريك درخت را نامند و عروق الضباغين را نيز نامند كه به فارسى زردچوبه كويند و بعضى كفته نباتيست زرد كه به فارسى اسپرك و بهندى تن نامند عروق اصف بيخ كبر است

عروق بيض

بعضى مستعجله و بعضى بوزيدان كه بهندى ستاورى نامند