طيور
جمع طير است
طيومالس
بيوناني برشيان دارو است
طيار
باصطلاح اهل كيميا زيبق است
طيقي
دادى است
طينوس
حباحب است
* باب الظاء المعجمة *
* فصل الظاء مع الالف *
ظالم
عشبه است كه آن را شاخهاى طولاني باشد و صوف را نيز نامند
* فصل الظاء مع الباء الموحدة *
ظباء
ضبع الاجاء است
ظبى
غزال است
ظبيه
ماده ظبي و كاو ماده و بز ماده را نيز نامند
* فصل الظاء مع الراء المهملة *
ظرء
آب منجمد از سردى است
ظريغانه
اسم عربي حيه است
* فصل الظاء مع الفاء *
ظفار
اظفار الطيب است و نيز نام بلدى از يمن است و عود ظفارى منسوب بدان است
ظُفر
بضم اسم عربي ناخن است و جمع آن ظفر بتحريك و اظفار و بندرت بضمتين و بكسر نيز آمده و آن جسمى عصباني است كه بر سر انكشتان انسان و اكثر حيوانات مىرويد براى فوائد كه در كليات مذكور است
ظُفره و ظفيره
بضم فوتينج برى است و بعضي فوتينج هندى دانستهاند
ظفرة العجوز
حسك است
ظفرة النسر
فاظانيقى است بمعنى كف العقاب
ظُفرى
بضم اسم صنفى را از اقليمياى معدنى است كه از معدن قديمهء كهنه برمىآيد
* فصل الظاء مع اللام *
ظَلّام
بفتح اول و تشديد دوم به عربى اسم عشبه است كه عساليج آن طولانى باشد
ظَلم
بفتح به عربى اسم ثلج است كه به فارسى برف نامند
ظليم
نعامه نر است
ظليمه
اسم حيواني است كه آن را شير باشد كه بنوشند قبل از كرفتن زبد آن و عرب مىكويد سقانا ظليمة ظبية
* فصل الظاء مع الميم و مع النون و الها و الياء المثناة التحتانية *
ظمخ
اسم ثمر جوز است
ظِنب
بكسر بعربي اسم بيخ درخت است
ظنبوب
بر وزن عصفور عصفور عظيم الساق است
ظنمه
بعربي شربت شيرى است كه كره آن را نكرفته باشند
ظُهره
بضم سلحفاة است
ظهون
اسم عربي سنور وحشى است يعنى كربهء دشتي است
ظَي
بفتح بعربي اسم عسل است
* باب العين المهملة *
* فصل العين مع الالف *
عابس
بكسر اسم اسد است
عابق
فرخ طائريست وقتىكه پرواز كند
عاتك
اسم قوس است و جمع آن عواتك و ماست بسيار ترش را نيز نامند و نبيذ صافي را نيز كويند
عاذر و عاذره و عذره
بمعني غايط است
عازه
نبيذ خوشبو است
عاسل
بعربي ذئب است جمع آن عسل و عواسل آمده
عاسي
شمراج نخل است
عاشره
اسم صمغ است و جمع آن عاشرات و به فارسى كفتار نامند
عافصي
بسرياني عفص است
عافطه
نعجه است و عنبر را نيز كفتهاند
عاقر
شمعا شخار است
عاقل
تيس جبلي است جمع آن عواقل
عاقورا
از ارفيون است
عاقول
خارشتر است كه حاج نامند و بعضى ينبوب دانستهاند كه خرنوب باشد
عاقولا
به عربى نوع غذاى مصنوعى است كه آن را آرد توله و بفارسي كاچى نامند
عالاقطيطس
بيوناني حجر لبنى است و بغين معجمه نيز آمده
عاله
نعامه است
عاليجون
فوتينج برى است
عامه
اسم نوعى از ميعه است