طفشيقون
ظخشيقون است و بعضي شوكران دانستهاند و اصلى ندارد
طفطان
بعربي اطفراف شجر را نامند
طفل
بكسر بچهء صغير را نامند و باندلسي
طبن
قيموليا را و نيز كمون برى را كويند
طفله
شاهتره است
طفلي
درخت مقل است كه دوم نامند
طفوه و طفى
خوصهء مقل است
* فصل الطاء مع اللام *
طلا
بفتح بعربي بچهء حيوان صاحب ظلف را نامند و كفتهاند بچهء آهو را و بضم قشردم است
طلاء
بكسر و مدادويهء مايعى را نامند كه بر عضو بمالند و از ضماد رقيقتر باشند و قطران را نيز نامند و خمر كهنه را نيز و آب انكور مشمش را نيز كويند و عصير مطبوخ را نيز نامند
طلاح
بعربي طلح است و نوعي ازام غيلان است
طلح
بكسر قراد است
طلجوم و طلخوم
بضم جيم و بخاى معجمه بعربي ماء اجن است
طلخام
بكسر بعربي قنبيل ماده را كويند
طلخشقوقا
طرخشقوق است
طلس
بيوناني حلبه است
طلسا و طليسا
اسم صنفى از صدف كوچك است
طلسى
اسم هندى فرنجمشك است
طلقن
اقحوان است
طَل
بفتح اسم عربي شبنم است كه بهندى اوس نامند و آن رطوبتى است كه از آسمان شبها خصوص آخر شب فرود آيد و بر زمين و اشجار و غيره نشيند و جمع آن طلال و طلل آمده و بفتح و بكسر نيز اسم مار است و بضم و تشديد لام شير حيوان را نامند كه بياشامند و و خون را نيز كويند
طُلّام
بالضم و تشديد لام اسم تنوم است كه حب شهدانج باشد
طَلم
بفتح چرك دندان را كويند
طُلْمه
بضم و سكون لام نانيست كه بفارسي كوماج نامند و در حديث است كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله بشخصى كذشتند كه طلمه ميپخت براى اصحاب خود در سفر و عرق ازو جارى بود آن حضرت صلى اللّه عليه و آله فرمودند نمىرسد او را كرمي جهنم هركز
طلو
بكسر بعربي اسم ذئب است و بفارسي مس را كويند
طلوه
بچهء كوچك حيوان وحشي است
طلهيز
طرخشقوق است كه هندباى برى باشد
طليا و طليس و طليسا و طليس
بلغت اهل شام نوعى از صدف كوچك است كه از ان نمك مىسازند و با نان مىخورند و بقول صاحب تحفه اسم حلزون است
طليحا
بسرياني عدس برى است كه عدس نلخ باشد
طليطلي
قيموليا است
طليطلبس
بيوناني خراطين است
طلي
بچهء كوچك غنم است كه بفارسي بزغاله نامند
* فصل الطاء مع الميم *
طماقطر
ساذج است
طمروطمورا
بفتح برومي خروع است
طمرور
بضم بعربي شقراق است
طمطم
بضم تمتم است كه سماق باشد
طمل و طمله
بفتح بعربي ماركدو است
طِمر
بكسر بعربي شترمرغ نر را نامند
طُمه
بضم بعربي عذره است
طميل و طميله
بعربي جدى و عناق را نامند
* فصل الطاء مع النون *
طنب
بضم اول و دوم حبل طوال و عرق شجر را نيز نامند و عصب بدن را نيز كويند
طنياط
بلغت اهل سودان اسم ترنجبين است
طنبل
بفتح اسم نوعى از ماهي است
طن
بكسر و تشديد نون بعربي رطب سرخ بسيار شيرين است
* فصل الطاء مع الواو *
طواره
بفتح بلغت اندلس كياهيست كه نزديك انلته مىرويد مانند بيش