كه با جدوار مىرويد و آن بيش اندلسي است و سم است و انتله ترياق
طواط
بضم بعربي اسم باشق است و خفاش را نيز نامند
طواغون
برومي لحية التيس است
طواقيطوس
قرطم برى است
طواق
اطواق است كه بهندى سيندى و تارى نامند
طواويس
جمع طاؤس است
طوب
بلغت اهل مصر آجر است
طوباله
اسم ميش ماده است و ميش نر را طوبال نامند
طوبرطوق
جعدهء بريست
طوطرى
ملس درخت بطم است
طودريين
تودريين است
طوربد
بسرياني تربد است
طورس
بيوناني جبن است
طورسرا
بيوناني سكر است
طورغوليطر
بسريانى و يا رومي مرابيض است
طوروس
جبن است
طورى
بضم اسم طيور وحشي است و حمام را نيز كويند
طوسطس
برومي اذخر است
طوسك
مشط الراعي است
طوسيس
فقاح اذخر است
طوط
بضم بعربي قطن است
طوطاق اغريون
بيوناني حماض برى است و جبلي را نيز كفتهاند و سلق برى و سلق جبلى نيز كفتهاند و معروف نزد اهل شيراز باطليموس است
طوطرا
حبة الخضرا است
طوطرفع
بسرياني تودرى است
طوطك
اسم عامي طوطي است كه بعربي ببغا نامند
طوطلون
بيوناني سلق است
طوطي
معرب توتهء هنديست
طوطيا
معرب توتيا است
طوف
بعربي غايط است
طوفريوس
بضم و طوقوريوس نوعى از كماذريوس است
طوقدار
اسم عامي فارسي قمرى است
طوقو
بسرياني اسم دوقو است كه تخم جزر برى باشد
طوكثير
طباشير است
طولواغريون
خربق ابيض است
طولون
بيوناني عرطنيثا است
طوله
اسم اندلسي قيطل است كه بيوناني سفيدوليون نامند
طوليدرن
عنب الثعلب است
طوليطون قنطوريون
صغير است
طوماطالن و طوماظالن
بيوناني عرطنيثا است
طوماغا
قنطوريون كبير است
طومقرون
قنطوريون صغير است
طومه
سلحفاة است
طوقلس
بيوناني اذخر است
طول
بفتح طا و ضم واو مشدده بعربي اسم طائريست پاهاى آن طولاني
* فصل الطاء مع الهاء *
طهر
طرخشقوق است
طهرس
بكسر بعربي اسم لبن است
طهف
بعربي اسم نان دخن است و كفتهاند ذرة است و كفتهاند طعام متخذ از ان است
طهلا
اسم يوناني ماهودانه است
طهيوفيع
بيونانى اسم ترنجبين است
* فصل الطاء مع الياء المثناة التحتانية
طيا
بيوناني نوشادر است
طيات
بعربي جنس از نخل است كه در مصر مىشود
طياليفون
بيوناني بنطافلن است
طيان
ظيان است كه ياسمين بريست
طيب
اسم عربى ادويهء خوشبوئى است مانند مشك و عنبر و عود و عطر را نيز نامند و آن غذاى روح و مقوى قوى و زياده كنندهء سرور و معاشرت با دوستان است و از احب اشيا است مر جناب حضرت رسالت مآب را صلى اللّه عليه و آله و سلم چنانچه فرمودهاند حببت الى من دنياكم ثلث النساء و الطيب و قرة عيني فى الصلاة و آن جناب بسيار خوشبوئى استعمال مىنمودند و از بدبوئى ناخوش بودند و تطيب بمشك مىفرمودند و بذريرا