تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 884

مساهمون:

ص٨٨٤
آن مانند نسرين سفيد و كلنكبين و حلواى برك آن مفرح و مقوى باه است *

* ورد اصفر بستاني *

اين نيز نسرين بستاني زرد است و درخت آن به قدر كل سرخ و بىخار و كل آن مضاعف و رنك آن زرد مائل بصندلي و در قوت مانند كل سفيد بستاني است *

* ورد الحماق *

بفتح حاء مهمله و ميم و الف و قاف و آن را ورد العجاز نيز نامند و بفارسي كل رعنا زيبا و بشيرازى كل قحبه خوانند

* ماهيت ان

درخت آن شبيه بدرخت ورد احمر برى و كل آن غير مضاعف و اندرون آن سرخ آتشى و بيرون آن زرد زعفراني و بوى خوشي ندارد و كفته‌اند از اقسام ورد منتن است و بندرت بعضى خوش‌بو هم مىشود و مستعمل بيخ آن

* طبيعت ان

كرم و خشك و كرمي بيخ آن زياده

* افعال و خواص ان

محلل قوى و در اطليه استعمال آن اولى است

* فصل الواو مع الراء المهملة *

* ورس *

بفتح واو و سكون را و سين مهمله

* ماهيت ان *

ثمر درختى است حجازى مخصوص به بلاد يمن و تا بيست سال كل و ثمر مىدهد و تخم آن مانند كنجد و بعد از رسيدن منشق شده چيزى شبيه به موى زرد مائل بسرخي شبيه بزعفران از ان ظاهر مىكردد و سائيدهء آن را از يمن مىآورند شبيه بزعفران سوده و ثياب را بدان رنك مىكنند و بهترين آن نيز تازهء زرد مائل بسرخي است و قسم سياه آن را از حبشه آورند و حبشي نامند و سرخ تيرهء آن را كه هندى نامند زبون‌تر بود و نزد بعضى كركم بيخ نبات آنست و اصلي ندارد و قوت آن تا چهار سال باقي مىماند و آن را حبى است مانند ماش

* طبيعت آن

در دوم كرم و خشك

* افعال و خواص ان

مقوى و مفرح عظيم و رافع بهق و خفقان و محلل رياح غليظه و جالى و مهيج و مقوى باه و مفتت حصاة الزينة طلاى آن رافع بهق و برص و كلف و نمش و جالى سائر آثار و باعث لاغرى بدن و آشاميدن آن جهت وضح الجروح و القروح جهت جرب و حكه و سعفه و قوبا و بثور نافع السموم مقاوم همه سموم مضر رئه مصلح آن مصطكي و كثيرا و عسل مقدار شربت آن تا يك مثقال بدل آن به وزن آن زعفران و نصف آن ساذج و پوشيدن ثياب مصبوغ بدان مهيج باه دانسته‌اند و معين بر جماع

* ورشان *

بفتح واو و سكون را و فتح شين معجمه و الف و نون بتركي الافاخته نامند

* ماهيت ان

از جنس كبوتر صحرائي است و از ان بزركتر و از دجاج كوچكتر و مائل بسياهي و مطوق

* طبيعت ان

كرم و خشك

* افعال و خواص ان

كوشت آن مانند كبوتر صحرائي است و خفيف‌تر از كوشت كبوتر و خشك‌تر از ان و جهت فالج و برودت كرده و مثانه و پشت و تحليل رياح و چون در روغن زيتون مهرا پخته طلا نمايند در افعال مانند پيه شترمرغ المضار عسر الهضم و مداومت خوردن آن مورث سوء خلق و حبس بطن مصلح آن در محرورين سركه و در مبرودين نمك و اندكى نخود و با آب پختن و درين هنكام نيز سريع الخروج مىباشد از شكم

* ورل *

بفتح واو و را مهمله و لام بفارسي و تركي بزمچه و بهندى كوى بضم كاف عجمي و واو مجهول و يا نامند

* ماهيت ان

حيوانى است بزركتر از حردون و سر آن كوچك و دنبالهء آن دراز و از دنبالهء وزغ قويتر و پوست آن سياه و خشن و ابلق بخطوط زرد و كفته‌اند غير سوسمار است

* طبيعت ان

كرم و خشك در سوم و در دوم نيز كفته‌اند و سركين آن بسيار كرم و خشك

* افعال و خواص ان

قايم مقام سقنقور است در همه افعال و مبهي و محلل رياح و ضماد كوشت آن جاذب پيكان و خار از بدن و سم لسع هوام به خود و چون آن را شق نموده بر ظاهر جلد بندند باعث فربهي عضو كردد الزينة تدهين بروغن