در طب سرخ شفاف صافي تازهء خام غير مطبوخ مغسول آن است زيرا كه مغسول آن در بعضى مواد بهتر از غير مغسول است و بهترين جرم مطبوخ آن نيز سرخ و شفاف صافى تازهء آن است و اين در غير طب مستعمل و قوت آن تا ده سال باقى مىماند
* طبيعت ان
در دوم كرم و در سوم خشك و در اول كرم و در دوم خشك نيز كفتهاند و مغسول آن الطف و غير مغسول آن اقوى
* افعال و خواص آن
جالى و محلل و منقى اخلاط و حابس اعضاء الراس و الصدر و الغذاء و النفض آشاميدن آن جهت فالج و نفث الدم و سرفه و ربو و خفقان و تقويت معده و جكر و احشا و تفتيح سدهء كبد و طحال و استسقاى لحمى و زقى و يرقان و ضعف كرده و سائر اعضا و تنقيهء اخلاط بارده و وجع كبد و تحليل اورام باطنيه نافع و آشاميدن يك دانك تا دو دانك مغسول آن با شير بز تازه دوشيده به قدر سى مثقال جهت حبس نفث الدم مجرب مضر سپرز مصلح آن مصطكى مقدار شربت آن تا يك مثقال بدل آن در تفتيح دو ثلث آن ريوند و نيم وزن آن اسارون و ربع آن طباشير الخواص لاغركنندهء بدن است بالخاصيت و چون هر روز يك دانك آن را با سركه بنوشند تا مدت سي روز يا چهل روز بغايت بدن را لاغر كند و چيزى ديكر بدان نرسد و همچنين چون سه چهار مثقال آن را با سركه در سه چهار روز بنوشند و چون اشنان سبز را يك شبانروز بخيسانند پس لك خام صافي اضافه نموده به آتش ملايم بجوشانند تا دردى و صافي آن از هم جدا شوند و آب اشنان سرخ درخشنده كردد پس لطيف صافي آن را جدا كرده با صمغ عربي جمع و منعقد نمايند و اين را بهندى كلالي نامند و در نوشتن و نقاشي بهتر از رنك شنجرف و ثفل آن را زمور زركرى و زركران در لحيم و استحكام چيزها مستعمل دارند و در غايت قبض است آشاميدن آن در قطع حيض از مجربات و طريق غسل آنست كه بكيرند لك خالص از چوب و خاشاك صافي خام را و در هاون نرم بكوبند و آبى كه ريوند چيني و بيخ اذخر در ان جوشانيده باشند اندكاندك بران ريزند و باهستكي بمالند تا يكسان كردد پس در پارچهء حريرى بريزند و بمالند و آنچه در ان بماند باز بدستور با آب مذكور بسايند و از حرير بكذرانند و همچنين تا ديكر چيزى از لك نماند پس آن آبها مخلوط بلطيف لك را بكذارند تا تهنشين كردد آب بالاى آن را بريزند و خشك نموده سوده به كار برند و نيز دستور غسل آن در مقدمه مذكور شد و در قرابادين كبير نيز و دواء اللك نسخ متعدده و سفوفات و اقراص آن نيز ذكر يافت و بدانكه رنك آن مخصوص بابريشم و پشم است بخلاف غير آن و ليكن بايد ابريشم و يا پشم را اولا در مطبوخ آن با طرطير كه صاف كرده باشد يك شب به آتش ملايم بجوشانند و طرطير بايد كه پنج جزو و ازلك صد جزو باشد و بدون طرطير تاثير ندارد و رنك آن خوب نمىشود *
* فصل اللام مع النون *
* لنجيطس *
بفتح لام و سكون نون و كسر جيم و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم طا و سين مهملتين لغت يوناني است و در شام منسم نامند
* ماهيت ان
نباتى است و دو صنف مىباشد بستانى و صحرائي بستاني را برك عريضتر از برك كندنا و منحني به طرف اسفل و سرخ برنك خون و بيشتر بركهاى آن از بيخ آن مىرويد و كمتر بر ساق آن و ساق آن به قدر دو شبر و بر سر آن كلى سياه شبيه بقلنسوه و در ان صورتى شبيه برنك دهان باز كرده و در جانب سر آن بركى مثلث الزاويه و بيخ آن شبيه بزردك منبت آن اماكن خشنه و جاهاى نمناك و صنف صحرائي را برك مانند اسقولوقندريون و از ان خشنتر و تشريف آن بزركتر
* طبيعت ان
كرم و خشك و خشكي آن زياده بر كرمى
* افعال و خواص بستانى آن
آشاميدن بيخ آن مدر بول مقدار شربت از جرم آن يك مثقال و از طبيخ آن دو اوقيه و آشاميدن خشك صحرائى آن با شراب و يا با سركه جهت سپرز مقدار شربت آن تا دو درم الجروح و القروح ضماد تازهء صحرائى آن مانع زيادتى جراحات و باعث تنقيه و التيام آنها است
* فصل اللام مع الواو *
* لوبيا *
بضم لام و سكون واو و كسر باء موحده و فتح ياء مثناة تحتانيه لغت هندى است و بيونانى سيلهين و بقبطى ماميرا