و اشتباه است
* طبيعت آن
در دوم كرم و خشك
* افعال و خواص آن
محلل رياح و قاطع بلغم و مقوى حرارت غريزى اعضاء الصدر و النفض آشاميدن آن جهت قطع بلغم سينه و تحليل رياح معده و بواسير و ادرار خون حيض و بواسير و اوجاع صدر و امثال آن نافع السموم رازى جهت سم افعى و سموم سائر هوام بغايت نافع دانسته و مداومت آن باعث سرخي رنك رخسار مقدار شربت آن دو درم كه در سويق بسيار جوش دهند تا رفع غاليهء حدت آن كردد المضار اكثار آن مورث امراض حاره و مصدع مصلح آن كشنيز بدل آن به وزن آن مغز كردكان است و چون اطفال و يا غير ايشان بغلطي بخورند قئ و اسهال آورد تا به حدى كه سرخي چشم و حالتي مانند مستان احداث نمايد و اكر زن باشد اختناق رحم و هلاك سازد تدبير آن قئ نمودن بروغن و عسل و بعد از ان انيسون خوردن است *
* لعل *
بفتح لام و سكون عين و لام كفتهاند معرب از لال هندى است
* ماهيت آن
از احجار جديده است كه تازه اطلاع بدان بهم رسيده و در كتب احجار قديمه ذكر آن نيست و مولف منافع الاحجار و لباب الصناعه تصريح نمودهاند كه از سى صد سال متجاوز است كه سالى بسبب زلزلهء عظيمي كوه بدخشان منهدم كرديد و لعل ظاهر كشت و از جنس ياقوت است و رنك آن از رنك ياقوت در سرخى كمتر و اندك مائل به بنفشى و ارغوانى و از ياقوت نرمتر و معدن آن بدخشان از مملكت توران و در دكهن نيز بهم مىرسد و بدخشاني بهتر و سرخي آن غالب و صلبتر از دكهنى و دكهنى نرمتر و اندك تيرهتر و وافرتر از بدخشاني و كمبهاتر و بالجمله قسمي از اقسام ياقوت است كه باختلاف مكان بدين نحو متكون مىكردد و ياقوت در حرف الياء مع الالف ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد
* طبيعت آن
در كرمي و سردى معتدل مائل بحرارت و در دوم خشك
* افعال و خواص آن
در تفريح دل و اعصاب و قوت باصره قويتر از ياقوت و حابس نزف الدم و بواسير و در جميع علل سوداوى قوى التاثير مقدار شربت آن از يك قيراط تا يك دانك و بعضى تا نيم دانك كفتهاند *
* فصل اللام مع الفاء *
* لفاح *
بضم لام و فتح فا و الف و حاء مهمله لغت عربي است به فارسى شابيزك و مغد نيز نامند و مغد اسم بادنجان است
* ماهيت آن
ثمر يبروج برى است و بيخ لفاح عبارت از يبروج سريانى است و در حرف اليا ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد و نر و ماده مىباشد قسم مادهء آن را برك عريض و مفروش بر روى زمين و شبيه ببرك كاهو و از ان كوچكتر و مائل بسياهى و ثقيل الرائحه و كل آن سفيد و ثمر آن از زيتون بزركتر و زرد و بسيار عفص و بعد از رسيدن با عطريت و مائل بشيرينى مىكردد و آن را لفاح الجن نامند و تخم آن شبيه به تخم سيب و بيخ آن دو سه عدد متصل بهم ظاهر آن سياه و باطن آن سفيد و پوست بيخ آن سطبر و مائل بسياهى و در شكل شبيه به صورت انسان و بىموى يعنى ليفهاى شبيه به موى كه در يبروج مىباشد درين نيست و قسم نر آن را برك املس و مانند برك چغندر و ثمر آن به قدر خيار و زرد بيخ آن در سطبرى متوسط و صنفى از ان را منبت مقابر و مواضع سايهدار و برك آن كمعريض و در طول به قدر شبرى و مائل بسفيدى و بىساق و بيكل و ثمر و بيخ آن دراز و بسطبرى ابهامي و سفيد و اين قوىترين اقسام است و قوت آن تا چهار سال باقى مىماند و قوىترين اجزاى آن پوست بيخ و عصاره و آب سائل از انست
* طبيعت ان
در آخر سوم سرد و خشك و كويند خالى از اندك حرارت نيست و ثمر آن سرد و تر و آنچه در جوف بيخ آنست عديم القوت
* افعال و خواص ان
مخدر و مجفف و مسكن ضربان مواد حاده و غليان خون و صفرا و قابض و مسكر و منوم و مسمن بدن اعضاء الراس طلاى آن جهت درد سر و بوئيدن آن منوم و صداع حار را نافع و مضمضه بطبيخ آن جهت درد دندان اعضاء الصدر و الغذاء و النفض آشاميدن شش قيراط از پوست بيخ آن با آب و عسل جهت رفع بيخوابى و خفقان حار