تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤
و معده و قابض و مخشن و دابغ خمل آن و رافع قئ و فواق و اسهال و تشنكي السم با شراب جهت دفع سم عقرب و سائر هوام و پوست سفيد صلب آنكه در آب طبخ داده باشند جلوس در ان جهت خروج مقعده مجرب و نطول بطبيخ پوست درخت و برك آن جهت حبس نزلات و درد مقعده و رحم و جرب و حكه و رفع قمل الزينة مداومت غسل موى بدان جهت ازالهء وسواس و مواد سوداوى و دفع سموم و خوش‌بو كنندهء اطعمه و مقوى غاليه‌ها و بالخاصيت مغز آن مضر معده خصوصا مقشر آن و مفسد طعام و بدستور دهن آن و كويند مغز آن مضر سفل است مصلح آن زردآلو بدل آن مغز بادام و مغز حبة الخضرا و كويند نيم وزن آن مغز جوز و نيم وزن آن مغزين و اكثار آن محدث شرى مصلح آن آشاميدن سركه و انار ترش و زردآلوى ترش خشك است

* فصل الفاء مع الشين المعجمة *

* فشاغ *

بضم فا و فتح شين و الف و غين معجمه و فشغ بفتح فا و شين و غين معجمه نيز آمده و نزد اطبا مشهور بدين است و نزد اهل لغت بدان و بفارسي آن را سرم نامند

* ماهيت ان

از جنس فاشرا است و بر مجاور خود مىپيچد و آن را مىپوشاند و نبات آن شبيه بنبات عنب الثعلب و شاخهاى آن باريك و خار آن كمتر از فاشرا و ثمر آن خوشه‌دار و برك آن با خشونت و دانهء آن بعد از رسيدن سرخ مىكردد و طعم آن كزندهء زبان و بيخ آن سطبر و صلب منبت آن آجام و مواضع درشت نيز و قسمى از ان بيخار و دانهء آن به شكل باقلاى مصرى و از ان كوچكتر و بسيار سياه و بر دور آن خط سفيدى حكيم مير محمد مومن در تحفه نوشته ظاهرا لوبياى هندى عبارت از ان باشد مولف كويد شبيه بدين در هند و بنكاله چيزى مىشود و آن را سيم بكسر سين مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و ميم مىنامند و برك آن اندك پهن نبات آن بر مجاور خود مىپيچد و آن را مىپوشاند و ثمر آن در غلافى مانند باقلا دانهاى آن كوچكتر از باقلا و پوست آن بعضى سفيد و بعضى سياه مىباشد و در يك طرف آن قريب به نصف آن خطى سفيد در هر دو نوع و مغز آن سفيد و در طعم اندك شبيه بباقلا و بوى زهومت آن زياده از باقلا و اقوال ديكر نيز در ماهيت آن بيان كرده‌اند

* طبيعت قسم اول آن

در سوم كرم و خشك

* افعال و خواص ان

آشاميدن ثمر و برك آن مفرح و مقوى و حافظ حرارت غريزى و دافع ضرر ادويهء سميه و محلل رياح و چون برك آن را با عسل لعوق ساخته بتدريج اندك‌اندك بطفل شيرخوار بدهند مدة الحيوة كويند سموم نباتى و حيواني به او اثر نمىكند مقدار شربت آن يك مثقال و خوردن نه قيراط از قسم دوم آن مورث ديدن خوابهاى پريشان و توليد خلط فاسد و نفخ و رياح بسيار و ضماد آن رادع اورام و مسكن درد مفاصل است

* فصل الفاء مع الضاد المعجمة *

* فضه *

بكسر فا و فتح ضاد و ها بفارسي سيم و نزد عوام مشهور به نقره است و بهندى روپا بضم راء مهمله و سكون واو و فتح باء عجمي و الف و بسرياني سيما و برومى ارجوا و بيوناني اكورا و بتركي كرمس و بفرنكى ويراط نامند

* ماهيت ان

از فلزات معروفهء مشهوره ميان مردم كثير النفع است و كفته‌اند مادهء تكون آن زيبق خالص جيد و كبريت خالص است و كبريت عشر وزن زيبق بود بدليل آنكه چون نقره از كبريت مكلس كردد به وزن خود زيبق را منعقد كرداند و به نظر قمر با مساعدت مشترى در سه سال نكون آن در معدن خود تمام مىشود و فاعل انعقاد آن برودت و در باطن آن ذهبيت است چنانچه در باطن ذهب فضيت است

* طبيعت ان

در اول سرد و خشك و با قوت قابضه و مجففه و سخالهء آن خشك‌تر و قوت قابضهء آن زياده از محلول آن و بعضى معتدل دانسته‌اند

* افعال و خواص آن

در تفريح قريب بياقوت اعضا الراس جهت ماليخوليا و جنون و وسواس العين اكتحال آن با ميل نقره جهت جلاى بياض رقيق و تقويت بصر الفم آشاميدن سحالهء آن
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 654 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى