بر جراحات تازه حكم بخيه و خشكبند دارد و چون عنكبوت بر عضو ماليده شود آبله كند و خارش نمايد و مجروح كردد المضار از نوع قوى آن اعراض رديه و برد اطراف و قشعريره و انتشار قضيب و امتداد آن و انتفاخ بطن از رياح بهم رسد علاج آن آشاميدن سداب خشك و سعد و شونيز با شراب صرف قوى و تعريق در حمام و ماليدن انبهء خام خشك كرده است كه بهندى امچور نامند كه آن را باب نرم سوده بمالند و نوع عنكبوت سياهى كه معروف بعذب است و پاهاى آن كوتاه و بر زمين مىكشد و چون خلالي نزد او برند بدست خود مىكيرد از كزيدن آن حمى مطبقه عارض مىكردد و سائر عوارض ديكر و سم آن كرم است بخلاف سائر عنكبوتهاى ديكر علاج آن فصد است بدفعات و حل طبيعت بمطبوخ فواكه و الزام ماء الشعير و مزورات و بايد كه كوشت فاسد موضع لسع آن را بآلت حديدى ببرند و تدبير قروح رديه را به عمل آورند و اما عنكبوت معروف بفهد كه بر مكس مىجهد و آن را مىكيرد چنانچه فهد بر صيدى مىجهد و مىكيرد آن را و آن عنكبوت دست و پا كوتاه كوچك سفيد منقط بسياهي است و آن سليمتر از سائر انواع است از كزيدن آن خارش بسيار عارض مىكردد علاج آن عرق فرمودن و عرق را پاك كردن ساعت بساعت و ماليدن حضض محلول در سركه كه در ان بيخ كرفس جوشانيده باشند و اما عنكبوت معروف بشبث و آن عنكبوتي است كه پايهاى بسيار بلند دارد و از لسع آن وجع معده و قئ و عسر البول و براز عارض مىكردد و مهلك است علاج آن علاج رتيلا است *
* عنم *
بفتح عين و نون و ميم بلغت ديلم و تنكابن دارواش و بهندى سكردارى نامند و كويند جلنار است كه بفارسي كلنار كويند
* ماهيت ان
حكيم مير محمد مومن در تحفه نوشته از شاخهاى درختان مىرويد و غير نيتومه است برك آن سبز با طراوت و انبوه و كوچكتر از برك بادام و كل آن سرخ خوش منظر و حكيم مير عبد الحميد در حاشيهء تحفه نوشته كه چند صنف مىباشد صنفى برك آن شبيه بهليون و اين صنف و برك آن جهت جراحات مفيد و صنفى برك آن مثل برك نيم و صنفي برك آن مانند برك انبه و صنف چهارم برك آن شبيه ببرك خيار و هر چهار صنف در خواص قريب بهماند
* طبيعت ان
سرد و خشك
* افعال و خواص ان
الفم خائيدن برك آن مقوى دندان و لثه اعضاء الغذاء و النفض آشاميدن آن مقوى معده و حابس اسهال و سيلانات و نزف الدم و حيض و بدستور ضماد و حمول آن الجروح ضماد و ذرور آن جهت جراحات تازه نافع است *
* فصل العين مع الواو *
* عود *
بضم عين و سكون واو و دال مهمله اسم جنس چوب و شاخ اشجار است كه بهندى لكرى و دالى نامند از مطلق آن مواد نزد اطبا عود هندى است كه بهندى اكر نامند
* ماهيت ان
چوب درختى است كه از كوهستان جينتا قريب بسلهت كه از توابع صوبهء بنكاله و در سمت شمال و شرق آن واقع است و در جزائر مملكت دكهن كه هر دو از بلاد عرض شمالى خط استوااند و در جزيرهء چتيان از جزائر شهر ناوكه قريب بسرحد چين از بلاد عرض جنوبي خط استوا بعرض سى و چند درجه است بهم مىرسد و درخت آن بسيار عظيم و ساق و شاخهاى آن اكثر كجواج غير مستوى و اندك رخو كه از ان عصا و چوبدستى و يا ظرفى و يا پياله خوب نمىتوان ترتيب داد بسبب كجواجي و رخاوت و نيز جابهجاى آن مجوف مىباشد به جهت آنكه درخت آن تا سال خورده و كهنه نباشد و بعد بريدن تا مدتى نماند كه اجزاى خام آن بمرور ايام بپوسد و بريزد خوشبو نمىباشد و براى سرعت پوسيدن در زمينهاى نمناك دفن مىكنند پس برآورده آنچه از ان با دهنيت و سنكين سياه غرقي است كه در آب فرو مىرود در آب انداخته امتحان نموده جدا مىكنند و آن را غرقي مىنامند و آنچه در ان اندك خامي باقى است بالات