تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
و زهومت مىباشد و اين را عنبر بلعي مىنامند و نيز مؤيد آنست آنچه نواب غفران مآب حكيم سيد محمد هاشم المخاطب بحكيم معتمد الملوك سيد علوى خان خال والد ماجد محرر قدس اللّه سرهما قلمى نموده‌اند كه فقير شمامهء ديد كه در ان مثل نحل جانور هاى بسيار قريب به صد عدد كه جلد پوست آنها صلب خزفى بود بودند و محرر كتاب نيز قطعهء عنبرى ديد كه در ان نيز سرو كردن جانورى صدفى جلد سرخ جوزى رنك و شبيه بمنقار نيز چيزى در ان نمايان بود و آن مغفور نيز نوشته‌اند و ليكن قول بر آنكه آن رطوبتى است كه از بعضى معادن ميان دريا و يا جزائر ميان دريا مانند قفر و موميائي و قير برمىآيد و بسبب جر و مد طلاطم امواج و رسيدن حرارت آفتاب بدان بر روى آب دريا پرده پردهء منجمد مىكردد و نيز مدور به شكل شمامه و باشكال ديكر كشته بساحل مىافتد نزد احقر اقوى است و كفته‌اند ازين هر دو آنچه مخلوط به خاك و ريك و رمل مىكردد در ته آب مىنشيند بسبب ثقل و اين صفايحي سياه مىباشد و احيانا از بين صفايح آن رمل و خاك و چرك برميآيد و اين را عنبر رملي و تخته نامند و بدون تصفيه استعمال اين جائز نيست و اربق تصفيهء آن مانند تصفيهء موم است و در مقدمه ذكر يافت اما قول بر ان كه عنبرروث يعني سركين نوعى از حيوان دريائى است كه موج آن را بساحل مىاندازد و همچنين قول بر آنكه آن طل يعني شبنمى است كه بر روى دريا نشسته به طول زمان منعقد مىكردد چنانچه صاحب اخوان الصفا بر انست بعيد مىنمايد و اللّه اعلم بحقائق ما خلق و لما خلق پس بدانكه از عنبر آنچه صافى مائل بزردى است آن را عنبر اشهب و ازين آنچه مدور شكل شمامه نامند و آنچه قطعهاى آن مائل بسفيدى است و بر ان نقطهاى بسيار ريزه سفيد مىباشد آن را عنبر خشخاشي و آن نقاط را بهار عنبر مىنامند و بهترين همه آنست كه تازه با دهنيت و خوش‌بو باشد و سائر انواع ديكر بمراتب يعني بعد از اشهب آنچه مائل بازرقي است پس مائل بسبزى پس مائل بسياهي و زبونتر از همه سياه كم بوى بسيار كهنهء آنست پس بلعى و آنچه ريزه شده باشد خواهند آن را مجتمع كردانند بايد در كلاب در قدر مضاعف بكذارند و در كلاب سرد اندازند و مانند شمامه سازند و يا آنكه در پارچهء كرپاس نازكى پاكيزه كرده در آب كرم جوشان كذارند تا خوب نرم كردد و درهم فشار دهند تا يكسان كردد پس در آب سرد فرو برند تا منجمد كردد و پارچه را از ان جدا كرده نكاهدارند و اين بعد از مدتي نيز بهار مىكند و مصنوع و مجعول نيز مىسازند از كج و لادن و موم و قدرى عنبر سياه و بهر شكلي كه مىخواهند صفايحي و يا شمامه از ان ساخته از عنبر خالص سه چهار لا پرده بران مىچسپانند و مىفروشند و يا عنبر خالص را كداخته بالاى آن مىريزند و كهنه كرده مىفروشند و فرق ميان اصلى و جعلي آنست كه قدرى آن را بخايند اكر مفتت كردد مصنوع است و اكر نرم و مجتمع و اندك چسپنده باشد خالص و ديكر آنكه در آتش اندازند اكر دود آن خوش‌بو باشد خالص است و الا مجعول و يا آنكه سيخي را كرم كرده در ان فرو برند اكر بوى خوش از ان برآيد خالص است و الا فلا و اصل آنست كه امتياز شمامهء اصلي از جعلى مشكل است مكر آنكه بشكنند آن را و حقيقت جوف آن را دريابند

* طبيعت ان

در دوم كرم و در اول خشك و در اول كرم و در دوم خشك نيز كفته‌اند

* افعال و منافع و خواص آن

حافظ ارواخ و قوتهاى حيوانى و نفساني و طبيعي و بغايت مفرح مبرودين و مقوى حواس خمسهء ظاهريه و باطنيه و محرك شهوتين باه و طعام و اعاده كنندهء قوتهاى از شراب ادويهء مسهله و غيره و كثرت اوجاع و جماع كم شده و مفتح سدد و بادزهر سموم و مقاوم آنها و مقوى افعال معاجين و تراكيب و بالطبع دافع امراض بارده عموما و بالتخصيص امراض باردهء دماغيه و قلبيه و خوش‌بو كنندهء دهان بالخاصيت دافع امراض حارهء قلب و دماغ و منعش حرارت غريزى است و پيران را بسيار موافق امراض الراس و الصدر و القلب و المعدة و الكبد و الطحال و الكلية و المثانة جهت فالج و لقوه و رعشه و كزاز و خدر و صداع
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 623 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى