تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠

* عنب *

بكسر عين و فتح نون و باء موحده لغت عربي است بفارسي انكور و بتركي اوزم و بهندى داك نامند

* ماهيت ان

ثمرى است معروف كه از درخت تاك كه رز نيز نامند بهم مىرسد و صيفي و شتوى مىباشد و صيفي آن را انواع و اصناف بسيار است بهترين آن سفيد رسيدهء شيرين شاداب بزرك دانهء آنست كه پوست آن رقيق و تخم آن كوچك و دانهاى آن در مقدار متساوى باشند و درهم طپيده در خوشه نباشند و خوشهء آن باريك نباشد و الطف همه عسكرى و صاحبي و ريش بابا و كشمشي كه رازقي نامند پس انواع ديكر و كشمشي بسيار شيرين و لطيف است

* طبيعت ان

باقواى مختلفه است و انواع كثيره و مطلق رسيدهء آن در آخر اول كرم و تر و بعضى بسيار شيرين آن را تا دوم كرم و تر دانسته‌اند

* افعال و خواص آن

جالي و منضج و سريع الانحدار و كثير الغذا و بهترين ميوها است در غذائيت و توليد خون صالح و معدل امزجهء غليظه و مصفى خون و دافع مواد سوداويه و احتراقيه و مصلح حال صدر و رئه و مسمن بدن و زياده كنندهء پيه كرده كه آب آن را خورده پوست آن را بيندازند مضر معدهء رطبهء ريحيه و مولد رياح در ان مصلح آن زيره و رازيانه و مضر سدهء جكر و طحال و قولنج ريحى و كرده و مصلح آن تخم كرفس و ملين طبع و مورث تشنكي و مصلح آن سكنجبين و غذاهاى ترش و آب سرد بالاى انكور بغايت مفسد آن و مورث استسقا و تپهاى عفن و بايد كه بعد از چيدن فى الفور تناول ننمايند بلكه بعد از آنكه يكدو روز مانده باشد بخورند و ما بين دو طعام كه طعم اول انهضام يافته باشد و انكور تازه نفاخ و ملين و انكور اندك قشر آن پژمرده كثير الغذاتر از انجير و نفخ آن كمتر و مقوى بدن و مسمن و زياده كنندهء خون جيد و منضج و ملين و جهت ناقهين و صاحبان حمى مزمنه و بارده نافع و آب انكور سريع النفوذ و الانحدار و جهت امراض صدر و رئه و بايد كه آب آن را بمكند و پوست آن را بيندازند و نخورند و مويز خصوصا طايفي آن اوفق به حال معده و كبد و كرده و مثانه و انكورى كه دو روز مانده باشد بدستور مويز با تخم خوردن جهت اوجاع معده و امعا و كرده و مثانه بهتر و روغن انكور كه مكرر آب و ثفل آن را با روغن زيتون جوشانيده صاف كرده و يا در آفتاب پرورده باشند بغايت مسخن و محلل و ملين جلد است و دانهء آن در دوم سرد و خشك و مولد رياح و حابس بطن و ممسك بول و مني خصوص دانهء انكورى كه از خم سركه برآورند و بريان كردهء آن قبض آن زياده و مضر مثانه و كرده و پوست آن سرد و خشك در اول و بسيار بطئ الانحدار و مولد رياح و ذرور محرق آن جهت جلاى جلد و تجفيف رطوبات چشم و اكثر قروح و در هر عضو كه باشد مفيد و انكور نارس و غوره و عفص سرد و با قوت قابضه و كثيفه در حديث وارد است كه شكى نوح الى اللّه تعالى الغم فاوحى اللّه اليه ان يأكل العنب فانه يذهب الغم و در حديث ديكر وارد است كه حبب الي من الفاكهة العنب و البطيخ و در طور خوردن انكور وارد است كه كل العنب حبة حبة فانها اهنأها و شتوى آن بسبب ضعف تابش آفتاب خوب رسيده و شيرين نمىكردد و دو صنف مىباشد سفيد و سرخ و سرخ آن را در بغداد جبلي نامند و اين با شيريني كمي و با عفوصت و بسيار غليظ و بطئ النزول از معده و نفاخ و احيانا بسبب يبسى كه دارد مقوى معده است و سفيد آن لطيف و سريع‌النزول‌تر از ان و خاكستر چوب آن مفتت حصاة و محلل اورام باردهء بيضه و خوزه و شقيقه و بواسير شربا و ضمادا و جوارش حصرم و خل و دبس و دهن عقيد آن و رماد الكرم و شراب حصرم و شراب عنب و شراب ريحاني و ميبه و ميفختج در قرابادين كبير ذكر يافت *

* عنب الثعلب *

بفتح ثاء مثلثه و سكون عين مهمله و فتح لام و باء موحده و آن را قنا و زبرق و ثلثان و توليدون و بفارسي روباه تربك و روباه تورك نيز بمعني انكور روباه و شكر انكور روباه نيز و بتركي قوش اوذى و باصفهاني تاج‌ريزى و بهندى مكوه