است هواى رحم و بواسير و حابس اسهال مداومت آن روزى يك مثقال كه سوده با يك اوقيه روغن كاو تازه تا سه روز يا هفت روز بنوشند قاطع نفث الدم و نزف الدم صدر و ريه و سائر اعضاى داخلى سواى رحم و بواسير مجوب و بدستور با شير بز تازه دوشيده و طلاى آن با سفيدهء تخممرغ جهت سوختكى آتش و قطور آن با كلاب جهت رمد و سلاق و جرب بغايت مفيد مضر سفل مصلح آن كثيرا و كويند كلاب و صندل بدل آن صمغ بادام و حب الآس است
* صمغ البلاط *
بفتح باء موحده و لام و الف و طاء مهمله لغت عربي است و آن را لزاق الحجر و لزاق الرخام و بيونانى لسوفلا بمعني غراى الحجر نامند
* در ماهيت ان
اختلاف است ديسقوريدوس كويد چيزيست كه از حجر رخام و حجرى كه از بلاد قوما مىآورند مىسازند با سريشم جلود و صاحب منهاج كفته بعضى از ان معد نيست و بعضى مركب از صبر و دم الاخوين و علك البطم و انزروت و صمغ عربي از هريك يك جزو و از بيخ مرجان كه بسد است و زاج از هريك نيم جزو و بسيار نرم كوفته پيخته با آب صمغ محلول سرشته و بر ديوار كچكارى مىمالند و مىكذارند تا خشك كردد و هرچند خشك و كهنه كردد بهتر مىشود و بغدادى كفته كه آن نشارهء بلاط مضاف بغرى الجلود است كه بسيار باهم مىمالند و مىسايند چند يوم پىدرپى و صاحب تحفه نوشته كه نشارهء بلاط الكبران و غرى الجلود است كه بسيار مبالغه در كوبيدن و طبخ آن كرده بر ديوار خانها مىماليدهاند و سنك فرش خانها را كه بلاط عبارت از انست بدان مستحكم مىكردهاند
* افعال و خواص آن
ذرور آن جهت التصاق موى زائد چشم و التيام جراحات تازه و منع آنها از تفتيح قوى و سريع الاثر و آنچه صاحب منهاج بيان كرده در قلع بهق بسيار مؤثر دانستهاند
* صمغ الداميثا *
بفتح دال مهمله و الف و كسر ميم و سكون ياء مثناة تحتانيه و فتح ثاء مثلثه و الف
* ماهيت ان
صمغي است تلخ مائل بسرخي و صاف در غايت حدت و جيش تفليسى كفته كه از بلاد فارس خيزد
* طبيعت آن
كرم و خشك
* افعال و خواص ان
ملطف و مسخن و محلل رياح و در مزاج و سائر افعال قائم مقام حلتيت است مكر آنكه كريه الرايحه مانند آن نيست مقدار شربت آن تا نيم درم
* صمله *
غذائي است كه از خمير ارد كندم مثل بغرا ترتيب دهند و در افعال مانند بغرا است و مذكور شد
* * فصل الصاد مع النون * *
* صندل *
بفتح صاد و سكون نون و فتح دال مهمله و لام معرب سندل بسين مهمله فارسي است و كويند لغت سرياني است و بيوناني حلوسطقاقيل و برومي فلوريقا و بهندى چندن نامند
* ماهيت ان
چوب درختى است عظيم به قدر درخت كردكان و انبه و نيب و شاخهاى آن افتاده بر روى زمين و ثمر آن در خوشه مانند حبة الخضرا انطاكي كفته كه برك آن شبيه ببرك كردكان و نرم و نازك است و سه نوع مىباشد يكى سفيد نباتى رنك و آن را صندل ابيض و بهندى چندن و دوم زردرنك و آن را صندل اصفر و بهندى ملاكير و سوم سرخ تيره و آن را صندل احمر و بهندى ركت چندن نامند و منبت آن اكثر بلاد هند و سواحل دكهن و فرنك است و بهترين از سفيد و زرد آن آنست كه خوشبو و كمريشه و صلب و چرب و املس باشد و از سرخ آن آنچه تيره رنك صاف كمريشه و قوت آن تا سي سال باقي مىماند
* طبيعت ان سفيد و زرد آن
در سوم سرد و در دوم خشك و سرخ آن در دوم سرد و در سوم خشك
* افعال و خواص سفيد ان
مفرح و مقوى دل و معده و رادع و قابض و با ترياقيت و محلل اورام حاره و جالب مواد و مسدد و آشاميدن آن جهت خفقان حار و تپهاى تند صفراوى و