كرده و سر آن بند كرده زير بالين كذارند ما دام كه آن در زير بالين باشد صاحب آن را خواب نيايد
* فصل الصاد مع العين المهمله *
* صعتر *
بفتح صاد و سكون عين و فتح تاء مثناة فوقانيه و راء مهمله و سعتر بسين مهمله بجاى صاد نيز آمده و ليكن اطبا بيشتر بصاد مىنويسند تا ملتبس و مشتبه بشعير نشود و بشين معجمه و بزاى معجمه نيز آمده و برومي لزموش و بيوناني صعتروس و اوريغاسن و بفارسي ايشن و اوشن و بتركي كلكليك و باصفهاني اويشم و بهندى ساتر نامند
* ماهيت ان
برك كياهى است و انواع مىباشد بستانى و برى و جبلي بستاني را بفارسي مرزه نامند و برك بستاني مدور و برك برى بعضى طولاني ريزه و بعضى برك آن نازك و جبلى عريض و مدور و آنچه رنك آن سياه باشد صعتر فارسى آنچه سفيد نزد بعضى مردم مشهور بجوزيست و صعتر شوار نيز نامند و انواع ديكر نيز مىباشد و همه در طعم تند و خشبو و كل همه كبود بهترين آن برك كوچك تازه برى آنست و درازبرك آن بهتر از مدور برك آنست
* طبيعت ان
در آخر دوم كرم و خشك و بعضى در اول سوم كفتهاند و كرمى و خشكي جبلى آن زياده
* افعال و خواص ان
مفتح سدد و مقطع و مجفف و محلل رياح و بلاغم و ملطف اغذيهء غليظه و مبهي و مشهى غذا و منقي رئه و معده و جكر و امعا از رطوبات و بلاغم و مانع صعود ابخره بدماغ و دافع جشاى بلغمي و مسكن وجع دندان و ورك حادث از سردى و وجع مثانه و رحم و مدر بول و حيض و با قوت ترياقيت و خوردن آن به آب انجير جهت ربو و سرفه و با انجير خشك عرق آورد و رنك رو را نيكو كرداند و خوردن ادويهء مسهله با آب صعتر مطبوخ رافع تخمه و عفونت غذا و ترش شدن آن و غثيان و وجع فواد و قولنج ريحي و ثقلي بلغمي و مغص و مخرج اقسام كرم معده و حب القرع و بدستور با عسل و اكر پيش از ادويهء مسهله بخورند باعث تهيهء اخلاط است براى دفع بمسهل باساني و با آب كرفس جهت تفتيت حصاة و عسر البول و با ميپختج جهت دفع مضرت شوكران و افيون و با سكنجبين جهت رفع مضرت جنين و با بادروج و ترب جهت وجع ورك و ثقل حاصل از رطوبات شربا و ضمادا و با روغن زيتون جهت انواع مغص و آشاميدن سركه كه صعتر در آن خيسانيده و با سكنجبين مصنوع از ان هركاه سرفه نباشد جهت سپرز مجرب و با پنير تازه جهت تسمين بدن و با خيارزه جهت كوفتكي عضل و معده و جكر و لعوق آن با عسل جهت ورم ملازه و رئه كرم سرفهء رطوبى و عقرب كزيده و سائر هوام و مضغ آن جهت تسكين درد دندان و تقويت بصر و سفوف آن با مثل آن شكر جهت قطع صعود ابخره و تقويت چشم و با اطعمهء غليظه باعث خوشبوئى و سرعت انحدار و زيادتي لذت و لطافت آنها است مانند هريسهء كندم و باقلا و عدس و كله و پاچه و كوشت كوساله و مانند اينها و محلل رياح و نفخ آنها و با جميع بقول مضرهء عين خواه كرم باشد خواه بارد رافع ضرر آنها و با سركه بهترين نان خورشي است و آشاميدن سه درم آن با عسل جهت كزيدن عقرب و سائر هوام و مضمضهء آن با سركه و زيره جهت درد دندان و كلو و اكتحال آب معصور آن جهت رفع بياض و شب كورى و سعوط آن با روغن ايرسا جهت اخراج فضول رطوبى بسيار از دماغ و قطور آن در كوش جهت رفع ثقل سامعه و با شير جهت تسكين وجع آن و ضماد آن با عسل جهت اورام صلبه و عرق النسا و وجع ورك و با روغن زيتون و زيره جهت برآمدكي ناف اطفال و رفع رياح جوف ايشان و با سويق جهت تحليل اورام بلغمي و با كندم جهت وجع ورك و ضماد مطبوخ آن در حمام جهت جرب و حكه و يرقان و رائحهء بخور آن و افتراش بدان جهت كريزانيدن هوام و آشاميدن مطبوخ شاخهاى آن با مثل آن عناب كه در چهار مثل آن آب جوش دهند تا بربع رسد جهت تصفيهء خون غليظ بالخاصية مؤثر و كل آن مسهل مرهء سودا و بلغم اما ضعيفتر از افتيمون و