تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
قويتر از حاشا چون دو مثقال آن را با سركه و نمك بياشامند اسهال سودا و بلغم نمايد و ادرار بول و حيض كند و عصارهء كل تازهء آن محلل ورم عضل دو طرف زبان و لهاة و قلاع دهان در آخر علت و مرباى آن با شكر و يا عسل و بدستور كلقند دو مثقال آن در دفع سموم و امراض بارده قوى الاثر و چون شب وقت خواب مقدار يك مثقال آن را بخورند و بخوابند و مداومت بران نمايند منع صعود ابخره بدماغ و نزول آب به چشم نمايد و ذهن را تقويت بخشد و رنك رو را نيكو كرداند و روغن كل آن به تنهائى با جميع اجزاى آن بدستور مقرر جهت جميع امراض بارده مانند فالج و لقوه و رعشه و استرخا و اوجاع ظهر و مفاصل و خصوصا قولنج و امراض نواحى معده و امعا بهتر از روغنهاى ديكر و تخم آن در جميع افعال قوىتر از برك آن و مفتح سدد و رافع يرقان و مهيج باه و خائيدن آن مسكن درد دندان و محرك اشتها و چون در نان داخل نمايند دافع ضرر ماكولات و معين بر باه مبرودين و صعتر مضر رئه مصلح آن سركه مقدار شربت آن تا پنج مثقال است *

* فصل الصاد المهملة مع الفاء *

* صفراغون *

بفتح صاد و سكون فا و فتح راء مهمله و الف و ضم غين معجمه و سكون واو و نون

* ماهيت ان

اسم فرنكي مرغي است قريب بكنجشك خاكسترى رنك مائل بزردى و سبزى و منقار آن باريك و دم آن اندك بلند و بران نقطهاى سفيد و در موسم سرما بيشتر ظاهر مىكردد و بر لب جوى و حوض نشسته صفير مىكند و دم خود را دائم حركت مىدهد بيشتر سنك ريزه و ريزه‌هاى خشت مىخورد بعربي ابو المليح و بفارسي دم جنبانك و دميچه و بشيرازى مرغك شقا و بهندى مغوله و كهنجن نيز نامند

* طبيعت ان

كرم و خشك در دوم و كوشت آن تلخ با قوت ترياقيت

* افعال و خواص آن

خوردن كوشت خام و بدستور محرق آن با ماء العسل جهت تفتيت سنك كرده و مثانه و عسر البول بسيار نافع و مدر قويست

* فصل الصاد مع اللام *

* صل *

اسم قسمى از مار است كه روى آن مدور باشد و كويند شنيدن آواز آن كشنده است

* فصل الصاد مع الميم *

* صمغ *

بفتح صاد و سكون ميم و غين معجمه و بفتح ميم نيز آمده لغت عربي است بيوناني فوقمينون و بسرياني قاموز و برومي دينون و بفارسي اردو بشيرازى ازدو و بهندى كوند نامند

* ماهيت ان

رطوبتي است كه از تنهء بعضى اشجار تراوش مىكند و منجمد و خشك مىكردد و صمغ هر نباتى در طى ذكر آن مذكور شد و مىشود و مراد از مطلق آن صمغ عربي است كه از درخت ام غيلان كه مغيلان نيز نامند حاصل مىكردد و بهترين آن زرد مائل بسفيدى صاف شفاف براق آنست كه چون در آب اندازند و زمانى بماند منتفخ نكردد و تمام آن كداخته شود و چيزى از ان نماند و كداختهء آن صاف و چسپنده باشد و چون قطعهء از ان را در دهان بكذارند بدندان و كام بچسپد و منتفخ نشود بلكه كداخته كردد

* طبيعت ان

در كرمي معتدل و در دوم خشك و جالينوس كرم دانسته

* افعال و خواص آن

مغرى و ملين صدر و قابض و مقوى معده و امعا و حافظ استخوان و مانع ريختن مواد به سينه و رافع حدت و نكابت ادويهء حاده و اسهال صفراوى و جهت درد سينه و سرفه و قرحهء رئه و خشونت حلق و قصبهء رئه و سينه و تصفيهء صوت و منع انصباب مواد نزلي به سينه و معين بر اخراج نفث چون قدرى از ان را در دهان كذاشته آب كداختهء آن را اندك‌اندك بمكند و فرو برند و يا در حبوب و يا در ادويهء مناسبه داخل كنند و از دو مثقال تا سه مثقال آن جهت اسهال و سحج امعا مجرب و بريان آن با روغن كل سرخ قاطع سيلان خون جميع اعضا