تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
با روغن سوسن و يا كل سرخ مرتب نمايند و سه هفته در آفتاب كذارند پس بر اورام پس كوش و اربيه طلا نمايند بتحليل برد و منع انصباب مواد بدان نمايد و چون بتنهائي ورق ساخته بر پستان كذارند مانع انجماد و بسته شدن شير است در ان و بر تعقد عصب و اورام محلل آنها و تكميد ريزه ريزه كردهء آن با زردچوبهء خشك كوبيده در صره بسته و بروغن كنجد كرم كرده محلل اورام و رياح و مسكن اوجاع و چون مخلوط بعود هندى نموده بر آتش كذارند بديرى و اندك‌اندك سوخته كردد و خوردن موم دافع اشتها و مسدد مصلح آن نان مقدار شربت تا نيم درم بدل آن آرد باقلا است و كويند چون آشيان مكس را بسوزانند و بظرفى بمالند و در آب دريا و يا سائر آبها كذارند آب شيرين را به خود جذب مىكند دستور سفيد كردن موم آنست كه بكيرند موم را و كداخته در آب سرد اندازند و چرك آنكه در زير آن جمع كردد جدا نمايند و همچنين مكرر نمايند پس در ديك سر كشادهء سفالي نو كرده آب درياى شور بران ريخته و اندك نطرون و اكر آب درياى شور نباشد آب نمك بران ريزند و بر آتش كذارند تا كداخته كردد و از آتش فرود آورند و ديك سفالى ديكر كه در ان تواند داخل شد ته آن را تر كرده در ان فرو برند تا مومها بدان بچسپد و برآورند و بعد سرد شدن موم را جدا كنند و همچنين باز ديك را در ان فرو برند و مكرر همچنين عمل كنند كه هر مرتبه بكدازند با آب شور و نطرون و از ته ديك سفالي ديكر تر كرده بردارند پس آن قرصها را دوردور بريسماني كشيده روزها در آفتاب بياويزند و بران آب سرد دفعه بدفعه بپاشند و شب‌ها بماهتاب تا آنكه خوب سفيد كردد پس كداخته از ان شمع ريزند و يا در مراهم و غير آنكه مطلوب باشد به كار برند و يا آنكه در ظرفى كرده آب بسيار كرم جوشان بر ان ريزند و بدستور طبخ دهند و عمل نمايند تا سفيد كردد و يا آنكه بعد تصفيه چرك آن را كداخته در آب سرد اندك‌اندك بريزند و يا آنكه بدسته جاروبى برهم زنند كه به زودى دانه كردد پس روزها بر پارچهء كرپاس نم كرده ريزند و بر آفتاب كذارند و آب بران بپاشند و شب‌ها زير آسمان و ماهتاب كذارند تا سفيد كردد

* فصل الشين مع النون *

* شند *

بفتح شين و سكون نون و دال مهمله ديسقوريدوس اسميلوس ناميده و بهندىست بفتح سين مهمله و تاء مثناة فوقانيهء مشدده كويند

* ماهيت ان

از طيوب معموله است خصوص اهل مصر و بهتر از انجا جاى ديكر نمىسازند و كويند دخان ضرو است و دستور صنعت آن آنست كه حصى لبان را نيم كوفته هر قدر كه خواهند در ديك سفالي كنند و ديك ديكر طولاني بر سر آن نصب نمايند و اطراف آن را بكل حكمت بكيرند و در زير آن آتش بسيار ملايم كنند تا در ظرف بالا صعود نمايد و بچسپد و اكر به جهت زيادتى عطريت ظرف بالائي را بعود و صندل بيالايند خوب است و اكر بجاى ديك بالاى كاغذى را به شكل كلهء قند پيچيده بر سر آن نصب كنند به نحوى كه اصلا بخار بيرون نرود نيز خوب است و بهترين آن سفيد خوشبوى آنست كه بوى دود از ان نيايد

* طبيعت ان

در سوم كرم و در دوم خشك

* افعال و خواص ان

مقوى دل و مدر فضلات و مفتت حصاة و دافع اخلاط لزجهء سينه و با زعفران مفرح و جهت سرفه و ضعف عصب و خفقان و با انيسون جهت قولنج مجرب دانسته‌اند و طلاى آن جهت التيام قروح و دافع آثار و حمول آن جهت بواسير و تقويت رحم مفيد و مجفف و مصدع محرور و مخشن سينه و مصلح آن روغن كنجد مقدار شربت آن چهار قيراط است

* فصل الشين مع الواو *

* شواء *

بفتح شين و واو و الف ممدوده لغت عربي است بفارسي كباب و برياني كويند

* ماهيت ان

كوشت بريان