حصاة و مدر بول و بركهاى نازك آن را قوت ادرار زياده و بطي الهضم و نفاخ و مصلح آن فلفل و زيره و شيرينيها و در احاديث وارد است كه امر فرمودند به خوردن شلغم و فرمودند عليكم باللغت فانه ليس احد الا و له عرق من الجذام و اللفت يذيبه در حديث ديكر است كه ما من احد الا و فيه عرق من الجذام فاذيبوه بالشلجم و چون ريشهاى باريك آن را سائيده با عسل بياشامند جهت سپرز و عسر البول مجرب و ضماد مطبوخ آن محلل اورام و نطول مطبوخ جميع اجزاى آن جهت شقاق عارض از برد و نقرس و حكهء مراريه و بدستور طلا و ضماد برك و بيخ و يا تخم كوبيدهء آن و ترشي بيخ آن يعنى مخلل ان لذيذ و ملطف رطوبات و مقوى احشا و مشهي و بىنفخ خصوص با خردل آن و يا چاشنىدار آنكه قوت جلا و تقطيع آن زياده است و مطبوخ آن در جوف خمير در زير آتش كه طبخ كامل يافته باشد قليل النضج و جشا آورنده و محرك باه زياده از مخلل آن جهت آنكه رطوبت فضليه و رياح آن در جوف خمير بالكل بتحليل نمىرود و جميع اجزاى آن با ترياقيت و تخم آن در اول سوم كرم و در اول تر و مبهيتر از بيخ آن خصوصا كه اندك بريان نموده باشند و مشهي و با ترياقيت و در جميع افعال قويتر از ان و مولد رياح و مصدع محرورين مصلح آن سكنجبين و ترشيها و كلقند و خشخاش سياه و شكر نيز مقدار شربت آن دو درهم و روغن تخم آن محلل رياح و رافع اعيا و مقوى آلات تناسل شربا و تدهينا و مرهم بيخ آن كثير النفع و در قرابادين در مراهم مذكور شد و تخم قسم اول برى آن جالي بشره است طلاء
* شليل *
بفتح شين و كسر لام و سكون ياء مثناة تحتانيه و لام بخراساني شقرنك و شيرهو نيز نامند
* ماهيت ان
از جنس شفتالو است كويند درخت شفتالو و زردآلو را كه باهم پيوند نمايند شليل مىشود و آن به قدر زردآلو و كردكان و از شفتالو لذيذتر و لطيفتر و غائلهء آن كمتر دو طبيعت و سائر افعال اقرب بدان هر دو است
* فصل الشين مع الميم *
* شمع *
بفتح شين و سكون ميم و عين مهمله بفارسي موم نامند و بيوناني قبروس ماهيت آن معروف است كه جرم خانهء زنبور عسل است كه عسل را در ان جمع مىكند و آن سه نوع مىباشد يكى آنست كه زنبور عسل عسل را در ان جمع مىكند و اين مائل بسرخي و زردى و نرم و چرب و خوشبو مىباشد و بوى عسل از تازهء آن مىآيد و دوم آنست كه پردهاى خانهء خود را از ان مىسازد و در ان عسل نمىباشد و اين متوسط است در خوبى و بدى و سوم معروف بتسليط است و آن چيزى سياه رنك است كه بر كوائر يعني خانهء خود مىمالد و اين زبون است
* طبيعت ان
در اول دوم كرم و در رطوبت معتدل و قوت آن تا سى سال باقي مىماند
* افعال و خواص ان
محلل و منضج و ملين اعصاب و موافق جراحتها و مصلح ادويهء مراهم و حافظ آنها و خوردن وزن ده خرنوبه از ان كه به مقدار دانهء كندم ريزه ريزه كرده فرو برند با احساى موافقه و يا در روغنها خصوص روغن كنجد حل نموده بنوشند جهت قروح باطني و سحج و اسهال مزمن و جذب سموم مجرب و جهت درد سينه و سرفه و سل و رفع انجماد شير و درد كلو و لهاة و تصفيهء صوت بيعديل و بخور آن معرق صاحبان حميات و رافع عفونات هواى وبائى و رائحهء آن جهت رفع بدبوئي بينى و اذيت بوى مردار و مقابر و و با و حقنه كداختهء آن با روغن كل سرخ يا زيت عذب بالمناصفه جهت سحج امعا بغايت نافع و طلاى آن با ادهان مناسبه خصوصا روغن بنفشه جهت رفع خشونت سينه و سائر خشونات بدن و نضج اورام و جهت حكه و جرب و توسيع دهن زخمها و بچرك آوردن آنها و رفع اذيت زخم حربهء زهردار و جذب آن بالخاصية و طلاى موم روغن معمول با روغن سوسن و يا روغن زنبق و يا ياسمين بر صورت صافكننده و نيكوكننده رنك رخسار او زائل كنندهء كلف و محلل صلابت اعصاب و كويند چون از موم زرد يا سرخ