نامند
* ماهيت ان
جسمى است كه متكون مىكردد در معدن خود مانند تكون كبريت از بخار دخاني كه مصادف آن كردد رطوبت در قعر معدن و ليكن مادهء ارضي و رطوبت ثقيل درين بيشتر است و جزو نارى و كبريتيت غالب و لهذا اين مشتعل نمىكردد بخلاف كبريت كه به رسيدن اندك آتشى بدان مشتعل مىكردد و آن پنج نوع مىباشد زرد و سرخ و سبز و سياه و سفيد و بهترين آن همه زرد صفايحي مانند طلق و براق برنك ذهب است و اين را زرنيخ و رقى و بدخشي نامند و بهندى هرتال و رقى و بهترين آن سرخ صافي شبيه باسرنج است كه زود مفتت كردد و بوى كبريت از ان آيد و كاه مىسوزانند زرنيخ را و مصاعد در طبخ مىكنند و آن را شرار مىنامند از جهت مشابهت بشر از آتش در براقي اجزائى كه ظاهر مىكردد در ان و اين قاتل و بسيار حاد سوزنده است و داخل مراهم محللهء جاليه مىكنند و اين هر دو قسم سبز و سياه آن نيز ردىتر از كل انواع آن و غير مستعملاند بسبب قوت احراق آن و سفيد آن را زرنيخ النوره و داء الشعر نامند و بدترين انواع است بعد آن هر دو سم قاتل است و بعضى سفيد آن را قويتر و حادتر مىدانند از ان هر دو و سميت آن را علاج نيست و زرنيخ محرق الطف و قوت سميت آن بيشتر و قتال مكر آنكه خوب آن را سوخته و قتل نموده باشند و مقدار كم آن را با شرائط آن در امراض مقرره بخورند و زرنيخ سفيد يحتمل كه همان باشد كه سرمهء سفيد نامند و در اثمد مذكور شد
* طبيعت زرد ان
در سوم كرم و خشك و سرخ آن در چهارم و سه نوع ديكر از همه اقوى و از سموماتاند و كفتهاند سياه آن در چهارم و اصفر در اول چهارم و اخضر در وسط سموم و احمر و ابيض در اول آن و قوت آن تا هفت سال باقي مىماند
* افعال و خواص همه انواع آن
لذاع و معفن و محرق و با قوت قابضه و خورندهء كوشت زائد زخمها و جالي آثار خون مرده و رافع سعفه و جرب و اكله و كشندهء اقسام كرم معده و سترندهء موى و با راتينج جهت داء الثعلب و با آهك و خاكستر و امثال آن جهت ستردن موى و محرق آن كويند درين فعل اقوى است و با زفت جهت برص ناخن و با روغن زيتون و امثال آن جهت رفع قمل و هوام بدن و با پيه جهت تحليل خراجات و با روغن كل سرخ جهت بثور مقعده و بواسير و جراحت بيني خصوص سرخ آن و با ادويهء مناسبه جهت بردن كوشت زائد و رويانيدن كوشت بن دندان و خوردن زرد خام آن مقدار كمى براى سرفهء رطوبي و ضيق النفس بارد بلغمي نافع و بخور آن با راتينج به نحوى كه دود آن به حلق رسد بانبوبه جهت سرفهء رطوبي كهنه و بدستور بخور آن بواسطهء انبوبه با ميعه و مغز چلغوزه و مغز بادام بالسويه و از مجموع مقدار نيم درم جهت ربو و ضيق النفس و سرفهء مزمن بغايت مؤثر با تكرار عمل و به شرط آنكه بعد عمل حريرهء آرد كندم با مغز بادام و روغن تازه جهت رفع غاليهء آن بنوشند و يك دانك سرخ آن با عسل جهت تصفيهء آواز و رفع چرك سينه و ليكن چون قوى است حذر از ان اولى است و آشاميدن آن را با پيه و قئ كردن جهت تپ ربع مؤثر و حتى المقدور اكر آن را از داخل استعمال ننمايند اولى است و طلاى زرنيخ سرخ با بول حمار و بدستور از هر عضوى كه خواهند موى در ان نرويد مانند زير بغل و غير آن بايد كه موى آن را بكنند و زرنيخ سرخ را يا آب بنح تازه بدان موضع بمالند ديكر نرويد و مجرب دانستهاند و طلاى آن با زهرهء كاو و آب حي العالم و شبت جهت منع سوزانيدن آتش چون آن را مس نمايند مؤثر و سنون سوختهء سررشتهء آن با بول صبيان جهت بردن كوشت فاسد متعفن دندان و رويانيدن كوشت صحيح مجرب و با سركين كنجشك جهت ثآليل و با صبر و حب البان مقشر و آب كندنا جهت سقوط دانهء بواسير و التيام جميع زخمها بيعديل و چون زرنيخ و زاج را هموزن نرم سوده در روغن ياسمين كه بهندى چنبيلي نامند خوب بجوشانند و هر عضوى كه جرب رطب داشته باشد به آب كرم خوب بشويند كه چرك آن پاك شود و با پر مرغى بران بمالند