زرد و باطن آن مائل بسرخي و بهترين آن تازه كرم ناخوردهء آنست و قوت آن تا دو سال باقي مىماند و شاخهاى كياه آن به قدر يك ذرع و زياده بران و برك آن شبيه ببرك زراوند طويل و از ان كوچكتر و خشبو و با اندك تندى و نرم و كل آن سفيد و جوف آن سرخ و بدبو
* طبيعت آن
در دوم كرم و خشك
* افعال و خواص آن
تحليل و تلطيف آن زياده از طويل آشاميدن آن با آب كرم و يا آب سرد ملطف اخلاط و منقي سينه و قصبهء رئه و فادزهر سموم حيواني و نباتي و منقى معده و دماغ و جهت درد سر و شقيقهء بارد و صرع و جنون و وسواس و ربو و ضيق النفس و سرفهء مزمن و فواق و يرقان صفراوى و بلغمي و تنقيهء چرك زخمهاى چركناك و دندان و فسخ و وهن عضل و ورم سپرز و درد پهلو و لرز تپهاى بارد و با عسل جهت فالج و اوجاع مزمنه و ورك و عرق النسا و نقرس و در دفع سموم و سائر افعال قويتر از طويل و ضماد آن جاذب خار و پيكان و استخوان ريزه شده در اعضا و جهت بهق و قروح خبيثه و با عسل جهت رويانيدن كوشت زخمهاى عميقه مؤثر مقدار شربت آن تا دو درم مضر سپرز و مجفف اعضا مصلح آن عسل و روغن كدو و بنفشه بدل آن قسم طويل آن به وزن آن و نيم وزن آن ريوند چيني و كويند به وزن آن زرنباد و نصف آن قسط و دو ثلث آن بسباسه است و مترجم صيدنهء ابو ريحان بيروني در صيدنهء خود آورده كه زراوند سه نوع مىباشد و دو نوع همان است كه دكر يافت نوع سوم زراوند خوش خوانند شاخهاى آن باريك و دراز و برك آن سطبر و مدور و شكوفهء آن بسيار مانند شكوفهء سداب و صاحب اختيارات بديعي نوشته كه اين نوع شيرين است نه تلخ و اين نوع غير مستعمل اطبا است و در خوشبوئيها داخل مىنمايند
* زرنب *
بفتح زاى و سكون را و فتح نون و باى موحده آن را رجل الجراد نامند به جهت مشابهت آن بدان و بهندى برهمي و برنبهى و سپني نيز و قسمى رامند و پرني و براهمى و درخت آن را تاليس و برك آن را كه زرنب است تاليسپتر نامند
* ماهيت ان
نباتى است از برك صعتر برى عريضتر و مائل بزردى و خوشبو شبيه ببوى ترنج و كل آن زرد و كياه آن كمتر از ذرعى و ساق آن مربع و مجوف و طعم آن با حدث و قوت ان تا چهار سال باقي مىماند و منبت ان جبال فارس و آن را سرو تركستاني نامند و در هند و بنكاله نيز بهم مىرسد و بهترين آن آنست كه باريك تندبوى تازه باشد
* طبيعت آن
در آخر دوم كرم و خشك
* افعال و خواص آن
ملطف و بغايت مفرح باقوت قابضه و مقوى معده و جكر ضعيف و كرم كنندهء آن هر دو و قائم مقام دارچيني است و جهت تقويت اعضاى رئيسه و امراض عصب و تصفيهء صوت و سرفه و ضيق النفس و فواق و ازالهء بلغم و تقويت هضم و زيادتي اشتهاى طعم و تحليل رياح و رفع اسهال و عسر البول و برودت مثانه و سموم نافع و عصارهء تازهء آن در تفريح مانند خمر است و سعوط آن با روغن كل و يا با آب و روغن بنفشه جهت درد سربارد نافع مضر محرور المزاج و ضعيف مصلح آن كشنيز و جلاب نيمكرم مقدار شربت آن تا دو درم بدل آن دو وزن آن دارچيني و كويند كبابه و سليخه و كويند هيلبوا است *
* زرنباد *
بضم زاى و را و سكون نون و فتح با و الف و دال مهمله در مكهء مشرفه مشهور به عرق الكافور و بهندى كچور نامند
* ماهيت ان
بيخى است تندبو و با عطريت و ظاهر آن اغبر و باطن آن اندك مائل بزردى و طعم آن مائل بتلخي و آنچه شيرين است و كم بوى ضعيف است و دو نوع مىباشد يكى كوچك و آن بيخى است از زنجبيل بزركتر و در بو تندتر و از ان اندك رائحهء كافور آيد و اين را درست جوش نموده خشك مىنمايند و بهندى كچور نامند و دوم بيخى است سطبر و اندك بلند و بعد برآوردن از زمين جوش داده ورق نمود خشك مىنمايند براى آنكه زود خشك كردد و از فساد و كرم خوردن محفوظ ماند و اين