باعث فرح و ازالهء هم و تسهيل ولادت است و چون در طالع سرطان بران صورت ماهي نقش كنند و در رصاص پيچيده در دام ماهي نصب كنند ماهيان از قعر دريا بدام آيند و كويند آشاميدن شراب در پيالهء زبرجد مست نمىكرداند *
* زبزب *
بفتح دو زاى و سكون دو با در ميان و در آخر بتركى ابرسوخ و باصفهانى خوكره نامند
* ماهيت ان
حيواني است به قدر سك كوچكي و روى آن ابلق از خطهاى سفيد و سياه و بعضي پوست آن نيز ابلق مىباشد و مشهور است كه هرچند آن را بزنند فربهتر مىكردد
* طبيعت آن
در سوم كرم و خشك
* افعال و خواص آن
كويند چون آن مردار مىخورد ما دام كه ميته نخورده باشد كوشت آن صالج الغذاء و جهت رياح و سردى اخشا و اذابت بلغم و تحليل مواد و پوشيدن پوست آن جهت نقرس و مفاصل و رعشه و خدر نافع است و علامت آنكه كوشت مردار خورده آنست كه از ان بوى بد آيد
* زبيب *
بفتح زاى و كسر با و سكون ياى مثناة تحتانيه و باى موحده به فارسى مويز نامند
* ماهيت ان
معروف است و آن انكور رسيده بدرخت خشك شدهء آنست و انواع مىباشد بحسب انواع انكور بهترين همه پر كوشت شيرين كم دانه فربه آنست و بدترين همه خشك كم كوشت پر دانهء آن
* طبيعت ان
بحسب انواع انكور مختلف مىباشد آنچه از انكور سفيد است كرمي آن كمتر از سياه آن و همچنين بسيار شيرين آن را كرمي زياده از كم شيرين و مائل بترشى آن نيز و معتدلترين همه سفيد و بعد از ان سرخ و بعد از ان سياه آن و خشك كم كوشت پر دانه مائل بيبوست و قابض و دانهء آن سرد در اول و خشك در دوم
* افعال و خواص آن
در حديث وارد است كه بايد كه شما زبيب را بخوريد كه اطفاى مرهء صفرا مىنمايد و بلغم را ساكن و عصب را محكم و غضب را مىميراند و دل را قوى و نيك مىكرداند و منقى آن كثير الغذا است بسبب جوهر غليظ ارضى كه دارد منضج خلط غليظ و ملين بطن و محلل باعتدال و جالى معده و امعا و معين ادويهء مسهله و موافق قصبهء رئهء و مقوى جكر و محرك باه مبرودين و مسمن بدن و جهت سرفهء بلغمي و امراض كرده و مثانه و قرحهء امعا و با كل كاوزبان و خرماى سبز جهت خفقان مجرب و با حصى لبان جهت رفع نسيان و با سركه جهت يرقان بدستور مجرب و چون بجاى دانه در هر عددى فلفلى جايداده بدان مداومت نمايند جهت سردى كرده و تقطير البول و سنك كرده و مثانه بيعديل و چون با انيسون بپزند تا مهرا كردد و صاف نموده با روغن بادام بياشامند جهت سرفهء بارد بلغمى مجرب و آشاميدن آب نقيع آن و يا آب مطبوخ آن و يا با ادويهء مناسبه ملين طبع و خيسانيدهء آن در سركهء انكورى بناشتا جهت تحليل ورم طحال مجرب كه هر روز چند دانهء آن را بخورند و بالاى آن قدرى از ان سركه بياشامند و چون با فلفل و آرد جاورس بريان كنند و با عسل بخورند بلغم از دهن بيرون آورد و ضماد آن با پيه حيوانات جهت تحليل اورام و انفجار دماميل و قلع ناخن بىجا شده برآمده و با شراب جهت غانغرايا و قروح شهديه و جدرى و عفونت مفاصل و جوششها و سرطانات و با آرد باقلا و زيره جهت ورم انثيان و با جاوشير جهت نقرس نافع مضر محرورين مصلح آن سكنجبين و مكيدن آب ميوههاى ترش و خشخاش مضر كرده مصلح آن عناب مقدار شربت آن تا سي درم بدل آن كشمش است و دانهء آن سرد در اول و خشك در درم و قابض و حابس بطن و مقوى معدهء رطب و امعا و زبيب لاغر كم كوشت حابس بطن و مقوى آن و محرق خون مصلح آن خيارشنبر و كويند تخم خرفه است و مضر كرده مصلح عناب و نوع بيدانه كه كشمش نامند بهترين آن سبز آنست كه از انكور عسكرى سازند و زبونترين آن سياه و همهء آن لطيفتر از دانهدار و كثير الغذا و مبهي و با قوت مسهله و آب نقيع و همچنين آب مطبوخ آنكه با فانيذ بقوام آورده باشند جهت سرفه و تنقيهء مواد سينه و تصفيهء صوت نافع و ضماد آن با زعفران و