* دمعة الشجر *
كويند صمغ لبلاب است
* افعال و خواص آن
بغايت جالي و جهت ستردن موى آزموده است
* دميا *
بيوناني نوعى از ماهي است كه در مصر و حوالي آن سيسبا نامند و در حرف السين ان شاء اللّه تعالى مذكور مىكردد
* فصل الدال مع النون *
* دند *
بفتح دال و سكون نون و دال مهمله مشهور بحب السلاطين است و بفارسي تخم بيد انجير خطائي و بهندى جيپال كوته و جمال كوته نيز نامند
* ماهيت ان
ثمر درختى است در غلافى و اكثر سه عدد در يك غلاف و هريك باز در غلافى به قدر پستهء بسيار كوچكى و در طول از ان كمتر و هر دو غلاف آن در خامي سبز و غير منقط و مغز آن دو پارچه بهم پيوسته مانند مغزهاى ديكر و سفيد رنك و چون كهنه كردد مائل بزردى و زرد و سياه و پوسيده مىكردد و بر بالاى آن متصل بمغز نيز پوست رقيقى و در وسط آن هر دو مغز زبانهء و پردهء و آن در تازكي سفيد سبز رنك و بعد خشكي و كهنكي زرد و سياه و پوسيده مىكردد و اين زبانه و پرده بسميت مىباشد و طريق استعمال آن آنست كه آن را عند الحاجت نه قبل از ان مقشر كرده زبانهء آن را برآورده مدبر كرده به كار برند و در قرابادين دستور تدبير آن مذكور شد و در مقدمه اين كتاب نيز و بهترين آن سفيد باليدهء آنست و بعد از ان مائل بزردى كه پوسيده نشده باشد زيرا كه زرد فاسد و سياه آن و آنچه مقشر كرده مدتى مانده فاسد شده باشد خالي از سميت نمىباشد استعمال آن مجوز نيست و برك آن شبيه ببرك بادنجان و از ان نازكتر و بلندى درخت آن تا بسه ذرع و در هند و بنكاله تا به دو قامت انسان ديده شده و كل آن زرد مائل بسفيدى و منبت آن خطا و چين و هند و بنكاله و سنجرستان است و ثمر خطائي و چيني آن باليدهتر و قويتر از هندى و بكالي و سنجرى از همه ضعيف العملتر است
* طبيعت مغز آن
در اول چهارم كرم و خشك و در نهايت حدت و زبانهء آن در آخر چهارم و با سميت
* افعال و خواص آن
مقطع و جالي و مسهل بلغم و سودا و اخلاط غليظه و سوخته و جاذب رطوبات خام و رقيق از دماغ و مفاصل و اقاصي و اعماق بدن و مفتح و جهت استسقا و يرقان و سنك كرده و مثانه و وجع ظهر و وركين و ساق و نقرس و بالجمله اكثر امراض باردهء بلغميهء رطوبيه را نافع خواه بتنهائي و يا با ادويهء مناسبه و مقويه و معينهء عمل آن و چون حلق را مىسوزاند اكر بدان رسد و تا مدتى سوزش و دغدغهء آن محسوس مىكردد و اكثر مردم راقي مىآورد بهتر آنست جهت رفع آن حب مشوى آن را شكسته در جوف دانه كشمش و يا مويز دانه برآورده كذاشته بلع نمايند خواه بالاى آن دواى ديكر بياشامند و يا نه و اهل هند و بنكاله مقدار كمي از آن را به قدر برداشت و آنكه اسهال كند به اطفال شيرخواره اكر در مزاجشان سردى محسوس كردد به آب زنجبيل تازه كه بهندى ادرك نامند و الا با شير مرضعهء آن حل كرده در مرض ام الصبيان و مرض دبه بتحريك دال مهمله و باى موحدهء مشدده و ها كه در ان مرض پهلوهاى اطفال مىجهد و كريه و اضطراب بسيار مىكنند به حدى كه شير نمىكيرند و در اكثر اعراض با ام الصبيان مشاركت دارد سه چهار دست اجابت نموده با فاقه مىآيد مجرب است و نيز در معاجين و غير آن در اكثر امراض مستعمل دارند و كفتهاند اكتحال به آب سائيدهء آن در چشم مار كزيده باعث عدم تضرر از زهر آنست اما بايد كه قليلى باشد زيرا كه دند كمال مضرت به چشم دارد و ضماد آن با ماست جهت شقاق و داء الثعلب و برص حيوانات و بدستور با آبليمو و آب زنجبيل تازه جهت داء الثعلب و با ادويهء مناسبه جهت جميع اورام بارده و اوجاع و طلاى آن حافظ سياهي موى و ليكن مورث تورم و قرحه و تقشر جلد است و چون بر لب رسد سرخي آن را زائل كند و تكرار آن موجب برص مضر محرور المزاج و يابس و نحيف البدن