* دانك *
بفتح دال و الف و فتح نون و كاف
* ماهيت ان
صاحب تحفه نوشته كه امين الدوله كويد تخمى است شبيه بتودرى سرخ و از ان ريزهتر و كياه آن به قدر شبرى و در كوهستان طبرستان و نواح آن يافت مىشود
* طبيعت ان
كرم و تر
* افعال و خواص آن
جهت علل بلغمي و سوداوى نافع و چون پنجاه درم آن را تا صد درم با دو چندان آرد كندم نانها ترتيب داده تناول نمايند در تسمين بدن بيعديل و فرزجهء آن در اعانت بر حمل مجرب و مخرج جنين است
* فصل الدال المهملة مع الباء الموحدة *
* دباء *
بضم دال مهمله و تشديد باى موحدهء مفتوحه و الف ممدوده و خفاى همزه نوعى از قرع است كه بفارسي كدوى رومي نامند
* دب *
بضم دال مهمله و سكون باى مشدده بفارسي خرس و بتركي ايو و بهندى ريچهه و بهال نيز نامند و مادهء آن را بعربي قاره كويند
* ماهيت آن
حيوانى است معروف محيلتر و هديد القوة از حيوانات امثال خود و كثير الخوف از انسان و ذكي و قابل تعليم و محاكي انسان و به دو پا ايستاده نيز راه مىرود و عصى بدست مىكيرد و راه مىرود بدان و بدست مىزند و سنك مىاندازد و خون آن كثير اللزوجت است و كويند صورت بچهء آن حين الولادت بدان سبب معلوم نمىكردد چون مكرر آن را بليسد لزوجت آن كم كردد صورت آن ظاهر مىشود
* طبيعت ان
كرم و كثير الرطوبت و كوشت آن لزج و پير مسن آن يابس المزاج
* افعال و خواص ان
زهرهء آن مفتح قوى آشاميدن يك دانك آن با عسل جهت صرع و با سكنجبين و با عسل و فلفل جهت درد جكر بارد و استسقاى لحمي و زقي و نيم مثقال آن جهت قولنج دواب بغايت نافع و اكتحال آن با عسل و آب رازيانه جهت قوت بصر و رفع بياض و رويانيدن مژه و طلاى آن به شرط مداومت تا پنج مرتبه با عسل و فلفل جهت قروح اكله و حزاز و رويانيدن موى مجرب و پنير مايهء آن جهت فربه كردن بدن مؤثر و آشاميدن آن به قدر يك مثقال جهت صرع بلغمي و اكتحال آن بعد از كندن شعر منقلب مانع روئيدن آن و طلاى آن بر بدن مانع روئيدن موى بران و بر دمل باعث سرعت نضج آن و پيه آن در سوم كرم و خشك و ضماد آن جهت درد مفاصل مزمن و نرم كردن اعصاب و اعضاى متحجره و بيرون رفتن و شكستن استخوان و كوفتكي اعضاى و بر سينه جهت سرفهء بارد و بر برص و داء الثعلب و طلاى آن بر بدن اطفال حين الولادة جهت عدم ضرر از مضرتهاى خارجي مؤثر و چون جوف انار را بتمامي خالي كرده با هموزن آن روغن زيتون در ان كذارند و به آتش كرم كنند جهت رويانيدن موى ابروى و داء الثعلب و بواسير و نواصير و سعفه نافع و پوست آن بسيار خشك و نشستن بران جهت فالج و نقرس مرطوبين و صاحب قشعريره و چون خصيهء آن را شكافته مازو و سمانى بران پاشيده خشك كنند و سائيده بخورند جهت رفع اسهال بغايت نافع و ضماد سركين آن محلل خناق و اورام و خوردن آن جهت رفع مغص و بخور موى آن جهت كريزانيدن هوام مؤثر و تعليق چشم راست آن باعث كريختن وحوش و تعليق هر دو چشم آن در لته بسته بر كردن صاحب تپ ربع رافع آنست
* دبس *
بكسر دال و سكون باء يك نقطه و سين مهمله بفارسي دوشاب نامند و شامل دوشاب انكورى و خرمائى و توت سفيد و امثال اينها است و از مطلق آن مراد انكورى و خرمائي است
* ماهيت انكورى آن
آنست كه آب انكور شيرين رسيده را كرفته صاف نموده طبخ نمايند تا سه ربع آن برود پس بران خاك خاصي كه خاك دوشاب نامند و كويند كه خاك رست است مىزنند و مىكذارند تا دردى آن تهنشين و شيرين كردد و تا خاك بران نزنند خوب شيرين نمىكردد بلكه اندك طعم ترشى دارد و اندك ناصاف است و خاك نازدهء آن موسوم برب عنب و ميپختج است و در قرابادين