تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
و استرخاى آن و بواسير و اسهال و دفع سموم و تفتيح سدد و تحليل رياح و لعوق آن با عسل جهت دفع سيلان رطوبات دهان و كرم معده و آشاميدن دو درم سفوف چرب كردهء آن بروغن زيتون جهت بواسير و جلوس در طبيخ آن جهت علل مقعده و رحم و بروز آن هر دو كه باز بجاى خود برود مضر مثانه مصلح آن انيسون مسدد و مدر و محرك بواسير و مورث دوار و مصلح آن خميرهء بنفشه و يا هليله و يا قند بدل آن در تحليل صلابات چهار دانك وزن آن بادام و دو ثلث آن ابهل مكر در آبستنى كه ابهل مناسب نيست مقدار شربت آن تا دو درم و زياده بران كشنده و اصلاح آن بقئ و اسهال و شير تازهء دوشيده و چيزهاى چرب است *

* دارصينى *

بفتح دال و الف و راء و كسر صاد مهملتين و سكون ياء مثناة تحتانيه و كسر نون و يا معرب دارچيني فارسي است و دار به فارسى بمعني درخت و چوب است و بيوناني آن را افتيمون و بسريانى مرسلون نامند

* ماهيت ان

پوست شاخهاى درختى است كه منبت آن جزيرهء سيلان كه سرانديپ نيز نامند و شمالى آنست تا كوكن كه جزيره‌ايست از جزائر دكهن و زيرباد و آنچه در اصل سيلان مىشود بسيار خوب تندبو تندطعم و سرخرنك و شيرين و قلمهاى آن باريك و نازك و بسيار درهم پيچيده و بلند تا دو سه ذرع و راست خصوص كه از شاخهاى نورستهء آن جدا شده باشد و از سيلان كذشته بتدريج ضخيم و كم طعم و كم‌بو و قلمهاى آن كوچك مىشود و آنچه تا كليج و انجن و بندر كوچي مىشود آن را نيز دارچيني مىنامند و ليكن به خوبى سيلاني نيست و از كوچي كذشته تا كوكن بتدريج ضخيم و لعابي مىشود و آنچه ضخامت آن كم است قرله و ضخيم آن را سليخه و بهندى هر دو رانج نامند و در جزيرهء كوه ملاخه نيز چيزى ضخيم بد طعم كريه الرائحه تندبو قريب ببوى فسافس مىشود و از بعضى ثقه شنيده شده كه در جزائر شهر ناو كه در عرض سى و كسرى از درجات ارض جديد جنوبى خط استواى واقع است نيز دارچيني خوب مانند سيلانى بهم مىرسد و ليكن بقدرى كمى و بكثرت و وفور سيلانى نيست و در بلاد ديكر هيچ جا بهم نمىرسد و درخت آن به قدر دو نيم قامت مانند درختهاى كوهى و جنكلي است كجواج و شاخهاى آن پهن بعضى به زمين افتاده و برك آن شبيه ببرك ساذج هندى بيد و از برك بيد اندك عريضتر و كوتاه‌تر و كل و ثمر آن فى الجمله شبيه بحب بلسان و طعم و رائحهء آن قريب بطعم و رائحه دارچينى و دستور اخذ آن آنست كه هر سال شاخهاى كهنه درخت آن را مىبرند و چون شاخهاى تازه روئيد و بلند شد نزديك برسيدكي و سخت شدن آن را از طول شق مىكنند و چند روز مىكذارند چون پوست آن بسبب تابش آفتاب جدا و پيچيده شد اخذ مىنمايند بهترين آن سيلانى باوصاف مذكوره است و از شخصى ثقه مسموع كشت كه در جوف چوب درخت آن قدرى كافور مىباشد و اخذ مىنمايند و ريشهاى درخت آن را نيز در آب جوش داده از ان كافور به عمل مىآورند

* طبيعت ان

در آخر دوم كرم و خشك و قوت آن تا پانزده سال باقي مىماند

* افعال و خواص ان

بغايت ملطف و مفتح و مفرح نفس و منضج عفونت اخلاط و ترياق سموم حيوانى و نباتي و معدني و حافظ قوتهاى نفساني و حيواني و طبيعي و جالى باصره و محلل رياح و مواد بارده و مجفف رطوبات دماغي و نزلات باردهء رطبه و امراض بارده دماغيه و مدر بول و حيض و مسقط جنين و مقوى باه و جهت خفقان و وحشت و وسواس و جنون و تقويت اعضاى رئيسه و معده و جكر و رفع بدبوئي دهان و سرفهء رطوبى و ربو و تصفيه صوت كه از بلغم غليظ باشد و رفع رطوبات لزجهء ناخسهء قصبهء رئه و حنجره و تنقيه صدر از انها و تفتيح سده جكر و استسقا و عفونت زخمها و سموم هوام بارده از عقرب و غيره شربا و ضمادا و شما و حمولا و ذرورا اعضاء الراس طلاى آن بر پيشانى و صدغين جهت صداع بارد و بدستور روغن و عطر آن العين طلاى آن بر پلك چشم جهت