تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
ان كياهى است شبيه باشراس كه بفارسي سريش نامند و كويند نوعى از آنست يوسف بغدادى نوشته كه غلط كرده كسى كه بيخ آن را اشراس دانسته بلكه غير آنست برك آن شبيه بكندنا و از ان لطيفتر و ساق آن قريب بذرعى و نرم و بر سر آن كل سفيدى شبيه ببلوط و بيخ آن مستدير و املس طولاني مانند بيخ سوسن آزاد و از ان بزركتر و طعم آن تند و تخم آن در قبهء مانند تخم پياز و قوت آن تا چهار سال باقي مىماند

* طبيعت آن

در آخر دوم كرم و خشك

* افعال و خواص آن

مسخن و تند و با قوت مجففه و محلله و ملطفه و جابر كسور و محلل رياح و اورام انثين و مفتت حصاة و رافع قروح باطنى و يكدرهم آن مدر بول و حيض و دو درهم آن جهت درد پهلو و سرفه و سستى عضل نافع و كل و ثمر آن ملين طبع و با شراب جهت كزيدن عقرب و هزارپا و خوردن اندك از ان جهت تسهيل قئ و سه مثقال آن جهت نهش هوام و بايد كه برك آن را بران ضماد نمايند و خوردن ساق تازهء آن جهت يرقان خصوصا چون با سركه و روغن زيتون پخته باشند و آب آن با سفيدى تخم‌مرغ جهت سوختكي آتش و با كوكرد جهت قوبا و با آرد ترمس جهت خارش بدن با مداومت بران و بيخ آن در افعال قويتر از ان العين چون بكوبند تازهء آن را و آب آن را بكيرند و با شراب كهنهء شيرين و تلخ و زعفران مخلوط كنند و طبخ نمايند اكتحال بدان جهت ازالهء رطوبات چشم و سلاق و تسكين حرقت اجفان الاذن قطور آب تازهء آن بتنهائي و يا با كندر و عسل و شراب و مر نيم‌كرم نموده در كوشى كه از ان چرك آيد الفم چون در كوش مخالف جهت تسكين دندان موجع و بدستور چون بازيت طبخ نمايند و در كوش مخالف دندان دردناك نيمكرم بچكانند و چون بيخ آن را مجوف كنند و در ان زيت كنند و بر آتش كذارند تا جوش خورد قطور آن در كوش جهت تسكين وجع آن و ثقل سامعه و طلاى آن جهت شقاق اطراف عارض از سرما و سوختكى آتش و ضماد آن بتنهائي بر دندان آسيا مسكن وجع آن و از خواص آنست كه چون آن را با سركه سائيده بر ابهام جانب ضرس دردناك ضماد نمايند درد آن را تسكين دهد و ضماد آن با عسل بر شكم مستسقى نافع و ضماد پختهء آن با دردى شراب جهت قروح خبيثه و وسخه و اورام پستان و خصيه و خراجات و دماميل و جراحات چركدار و مخلوط آن با شراب جهت ابتداى ورم حار غليظ و چون بسوزانند و با بعضى ادهان مخلوط كرده داء الثعلب را با پارچهء پشمى خوب بمالند و بدان تدهين كنند موى بروياند و لطوخ بر بهق ابيض بعد ماليدن آن بپارچهء خشنى در آفتاب نافع مضر كرده مصلح آن مصطكى مقدار شربت آن تا سه درهم بدل آن در باه شقاقل و در سموم اسقيل است

* خندروس *

بفتح خا و سكون نون و فتح دال و ضم راء مهملتين و سكون واو و سين مهمله و آن را خالاون نيز و بفارسي ذره مكه و بعربي حنطهء روميه و در تنكابن كندم مكه و بهندى جوار نامند

* ماهيت ان

ثمر نباتى است در خوشه و دانهاى آن متصل بهم و الوان مىباشد زرد و سرخ و سفيد اما سفيد آن بسيار و به قدر دانهء دخني و بزركتر از ان و خام آن با عفوصت و رسيدهء آن شيرين طعم و برشته كرده مىخورند و سائيده آرد كردهء از ان نان ترتيب مىدهند شيرين و لذيذ مىباشد كرماكرم آن و نبات آن شبيه بنى و نيشكر و ذرهء بزرك

* طبيعت ان

مائل بحرارت و در دوم خشك و كويند معتدل در حرارت و برودت

* افعال و خواص آن

محلل بلغم و خون جامد و قابض طبع و ثقيل لزج و نفاخ و غذائيت آن غالب تغذيه به آن جهت رفع سل و اسهال نافع و غذائيت آن از برنج زياده و از كندم كمتر و ضماد پختهء آن با سركه جهت جرب متقرح و تشقق و تقشر ناخن و ممضوغ آن جهت تقويت نور بصر و كزيدن جانوران سمى و حقنهء طبيخ آن جهت فرحهء امعا بدل آن ذرة است

* خنديقون

بفتح خا و سكون نون و كسر دال مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم قاف و سكون واو و نون و خندريقون نيز