تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

* فصل الخاء مع الفاء *

* خفاش *

بضم خاء معجمه و فتح فاء مشدده و الف و شين معجمه و بفتح خا نيز آمده و خشاف و وطواط و بفارسي شب‌پره و بشيرازى موش كور و بهندى چمكادر و در بنكاله چمكدرى نامند

* ماهيت آن

طائرى است معروف بخلاف طيور ديكر و چهارپا دارد و دندانها و پشم و مانند چهارپايان بچهارپا راه مىرود و حيض مىبيند و آبستن مىشود و ميزايد و شير مىدهد و پرواز مىنمايد مانند طيور و ليكن بال آن مانند بال مرغان ديكر پر ندارد بلكه پوستى است بالاى اضلاع و غضاريف كشيده كه آنها را حركت مىدهد و منقبض و منبسط مىسازد و سياه رنك و بسيار ضعيف البصر است و لهذا روز بسبب روشني و تابش شعاع آفتاب از آشيان خود برنمىآيد و اكر آشيان آن را خراب كنند و برآيد غليواج و كلاغ آن را مىكيرند و شب خصوصا شبهاى ناقص النور بسبب تاريكي برميآيد و پرواز مىنمايد و در زايد النور كمتر برمىآيد و ازين جهت مرض روز كورير اخفش و صاحب آن را اخفش مىنامند

* طبيعت آن

در سوم كرم و در چهارم خشك و حرارت كوشت آن كمتر از حرارت فضلات آن

* افعال و خواص آن

آشاميد مرقهء پختهء آن مسهل فضلات و زردآب و دافع استسقا و درد ورك و مهرا پختهء آن در روغن زيتون و زنبق جهت فالج و رعشه و اوجاع مفاصل و ظهر و نقرس و تحليل اورام بارده و در روغن كنجد جهت عرق النسا خصوصا چون مكرر بمالند و طلاى مطبوخ مهراى نر آن در ظرف آهني يا مسى با روغن زنبق كه چون روغن خشك كردد باز روغن داخل نمايند تا مهرا كردد و صاف نمايند جهت فالج قديم و رعشه و ريو و نقرس و درد اعضا و منع اسقاط موى و منع بزرك شدن پستان بغايت نافع و طلاى مهرا پختهء آن در آب بر احليل جهت رفع حبس البول و بدستور قطور آب مطبوخ آن در سوراخ قضيب و جلوس در طبيخ آن جهت فالج و استرخا و اكتحال دماغ آن با آب پياز جهت نزول آب و با عسل جهت بياض و چون خون آن را بر عانهء صبيان طلا نمايند موى نرويد و چون بر پستان دختران بمالند بسيار بزرك نكردد و اكتحال آن رافع غشاوه است و خاكستر آن جهت حدت بصر و جلاى بياض آن و چون در شراب اندازند رافع مستى آنست و طلاى زهرهء آن بر فرج زن جهت رفع عسر ولادت مجرب در حال و ماليدن دماغ آن بر اسفل قدم جهت تهيج باه و سركين آن بسيار كرم و خشك تا چهارم و اكتحال آن جهت رفع بياض و طلاى آن جهت رفع قوبا و شير آن نيز بسيار كرم و كريه الرائحه و بسيار جالى و با سميت و يك مثقال آن كشنده و ربع درهم آن مخرج حصاة و در سقوف آشيانه آنها چيزى يافت مىشود منجمد سفيد رنك به مقدار بند انكشتى و كوچكتر و بزركتر از ان و متخلخل شبيه بقلى و سفيدتر از ان و سوراخ‌دار طلاى آن جهت قلع ثاليل و ستردن موى از بدن و منع بزرك شدن پستان و ليكن مقرح جلد است و بول آن نيز مانند شير آن و حار و اذابه دهندهء مواد و اكتحال آن جهت بياض عين و لبن آن نيز جالى بياض و ناخنه است و ليكن هر دو مضراند به چشم اجتناب بهتر از استعمال آنست كويند چون سر آن را در زير بالين شخصى به نحوى كه آن شخص عالم بدان نباشد كذارند آن شخص را خواب نيايد و بدستور چشم و دل آن همين اثر دارد و دفن نمودن سر آن در برج كبوتران باعث جمعيت كبوتران است در ان و در سوراخ موش باعث كريختن موشانست از ان خانه و تعليق دل آن معين بر جماع و نيز كفته‌اند كه چون ميان خطاف و خفاش عداوت است و خفاش از بوى كرفس كريزان لهذا خطاف كرفس را در اشيان خود مىآورد جهت محفوظ بودن بچهاى خود از ان و چون كردن نوع كبير كه بهندى بادر نامند از بيخ قطع نمايند و ذكر را در جوف تنهء آن كذارند قوت باه بخشد و ماليدن مغز سر آن بر ذكر مقوى آنست

* فصل الخاء مع اللام *