* تودرى *
بضم تا و سكون واو و فتح دال و كسر راء مهملتين و سكون يا اسم فارسي است و بيونانى اردسيمن و بعربي بزر الخمخم و بزر الهوه و قصيصه و باصفهاني قدومه و بكرماني مار درخت و بتبريزى درينه نامند
* ماهيت ان
تخم نباتى است برك آن دراز و بىساق و شاخهاى آن سرخ و صلب و با اندك خارى و ثمر آن در غلافى باريك لطيف و تخم آن از عدس كوچكتر و اندك پهن و سه قسم مىباشد سرخ و زرد و سفيد و سرخ آن را در اصفهان قدومهء كلكون نامند و سفيد آن از سرخ و زرد اندك بزرك و پهنتر و غير خبه است و خبه را باصفهاني خاكشي كويند
* طبيعت ان
در دوم كرم و در اول تر و بعضى خشك كفتهاند
* افعال و خواص آن
هر سه قسم در افعال قريب بهماند مشهي و مبهي و منعط و مسمن بدن و جهت برودت احشا و سرخ كردن رنك رخساره و صاف نمودن بشره و دفع مواد سوداويه و تصفيهء صوت و سعال دموى و يبسي و مطبوخ آن در سركه جهت تسمين اعضا و رنك رخسار و ضماد كوبيدهء آن به آب جهت تحليل سرطان باطني و ابرده و ورمهاى صلب و اكتحال آن با عسل جهت رفع زخم چشم و پاك كردن چرك آن و لعوق آن با عسل جهت تقطيع خلطهاى لزج سينه و شش و آشاميدن مطبوخ آن با شراب جهت دفع سموم و كفتهاند كه چون با قوت ملتهبه است هركاه ارادهء اكل آن نمايند بايد كه در آب بخيسانند و پس بجوشانند و در صرهء بسته در خمير بكيرند و مشوى نمايند پس آن هنكام نافع است جهت نفث اخلاط غليظهء لزجه در سينه و شش و تحليل اورام صلبهء عقب كوش و پستان و انثيان و رفع اذيت ادويهء قتاله و مقدار شربت آن در رفع سموم از سه درهم تا پنج درهم و در ساير افعال از دو درهم تا سه درهم و بدل آن بهمن سرخ است و كياه آن قابض و در غايت ردع است و دواء التودريين در قرابادين ذكر يافت
* تورئى *
بضم تاء مثناة فوقانيه و سكون واو و فتح راء مهمله و كسر همزه و سكون يا
* ماهيت ان
ثمر كياه هندى است بيارهدار مانند خيار و خيارزه و ثمر آن را پوست كنده پخته در دو پيازه و قورمه و يا بدون كوشت ساده با روغن و پياز بريان كرده با نان يا با چلاو مىخورند لذيذ مىشود و آن سه قسم مىشود يكى كهرا و ديكرى كهيا و سوم باليده بزرك و قسم اول جنكلي خاردار و بعضى تلخ و بعضى شيرين هم مىباشد و دو قسم ديكر بستاني و بيخار و اكثر شيرين و هر دو قسم مستعملاند
* طبيعت تلخ آن
كرم و تر و شيرين آن سرد و تر و با لزوجت كمي
* افعال و خواص ان
اهل هند برك و شاخ قسم اول آن را منضج مادهء بلغم خام و دافع آن و دافع اماس اعضا و زردى بدن و استسقا و سپرز و جذام و بواسير و فساد بلغم و صفرا و ثمر آن را سرد و خشك و ملين طبع و دافع فساد اخلاط ثلاثه و جهت قرحهء مجارى بول و بول الدم نافع دانستهاند و ثمر قسم دوم آن تپ لرزه و بلغم لزج در بدن احداث نمايد و قسم سوم را ملين و دافع فساد صفرا كفتهاند
* فصل التاء مع الهاء *
* تهكار *
بفتح تا و خفاء ها و كاف و الف و راء مهمله اسم دواى هندى است و در بنكاله كثير الوجود
* ماهيت ان
درختى است تا بيك قامت و زياده بران و شاخهاى آن پراكنده و برانها كرهها و بر هر كرهى يك دو شاخ باريك و بر انها بركهاى كوچك پهن و بىتشريف از برك صعتر عريض الورق بزركتر و طعم آن تلخ با اندك عفوصتى و كل آن كوچك با ساقى باريك بلند سفيد رنك و بعد خشك شدن ساقى باريك از ان ظاهر مىكردد و بر سر آن بركهاى ريزه زرد و در وسط آن تارهاى باريك سفيد رنك
* طبيعت ان
تا آخر دوم كرم و خشك و كرمي آن زياده بر خشكي
* افعال و خواص آن
خوردن دو سه درهم از برك آن با اندك زنجبيل تازه كه بهندى ادرك نامند درهم سائيده حب بسته جهت رفع تپ بلغمي و اوجاع