كردن آن قلمها و شمشها مىكذارند پس قلمها و شمشها بنحو مذكور ساخته در آنها نصب مىكنند و بعد مدتى كه دود بسيارى بر آنها منعقد كرديد آنها را برمىآورند و بجاى آنها قلمهاى ديكر نصب مىنمايند و همچنين از قلعي شبح بباء موحده يعني روى توتيا شنيده شده كه بدستور به عمل مىآورند و بهترين آن پارچهها و انبوبهاى صلب بىخاك آميخته آنست و مستعمل نرم سائيده مغسول آن است زيرا كه استعمال غير مغسول آن جائز نيست و توتياى اخضر كه توتياى هندى است از مس با زاج سفيد بطريق احراق به عمل مىآورند و اين مستعمل در امراض عين نادر است و اكثر مستعمل نوع كرماني است كه ذكر يافت و آنچه مشهور ببصرى است نه از ان جهت است كه در بصره به عمل مىآورند بلكه از ان جهت است كه از كرمان ببصره مىبرند و از انجا به جاهاى ديكر و در ممالك هند
* طبيعت ان *
جالينوس در اول سرد و در دوم خشك دانسته و حنين سرد و خشك در دوم كفته و مغسول آن بارد و مجفف بىلذع و با قوت تغريه و اما اخضر هندى آن حار حاد يابس در چهارم اكال مجفف است در غايت تجفيف
* افعال و خواص كرمانى آن
از اكبر ادويهء عين است و مقوى روح باصره و حافظ صحت چشم و مانع انحدار مواد بسوى آن و جهت قرحهء چشم و بيني و قضيب و عانه و مقعده و سرطان متقرح و سائر اعضا و اندمال قروح و جروح و اكله و رفع بدبوئي زير بغل اكتحالا و ذرورا و طلاء و مرهما و با روغن كل جهت التيام جراحات عصب و نشف رطوبات و قاطع نفث الدم و نزف الدم و مقوى معدهء مسترخيه و جهت قروح ظاهرى و باطني شربا و ضمادا و شياف آن جهت حرقة البول و قروح مجارى آن و حمول آن جهت سيلان رحم نافع و مولد سدد مصلح آن عسل مقدار شربت آن تا نيم مثقال بدل آن به وزن آن شادنج و نصف آن توبال النحاس مغسول و كويند مرقشيشا و اقليميا است و طريق تشويهء آن آنست كه آن را با آب سائيده قرص مىسازند و بر آتش نرم بر روى سفالى بكذارند و بكردانند تا خشك شود و به كار برند و توتياى اخضر هندى با قوت سميت و اسهال قوى و قاتل است و مشروبا استعمال آن جائز نيست محرق و غير محرق آن در بعض امراض عين در اكتحال و ذرورات و بعض جروح و قروح در مراهم و اطليه و اضمده مستعمل و اهل هند كويند چون زهر خورده قدرى از ان بياشامد قئ شديد آورد و از غايلهء آن نجات يابد و مقدار قليل محرق آن با آب بهنكره كه كياه هندى است و در حرف البا ذكر يافت طلاء جهت تجفيف جرب رطب و قوبا و تحليل اورام خبيثه مانند جذام و قروح آن و جهت ناصور و غيرها قطورا نافع و چون مقدار سه مثقال آن را با سه مثقال سرمه نرم سوده با پنج آثار آب ممزوج نموده در زراقه پر كرده در احليل تزريق نمايند در شبانروزى سه چهار دفع جهت قرحهء مجارى بول كه بهندى سوزاك نامند نافع و اين آب تا پنج شش روز مىماند و فاسد نمىكردد و مىتوان استعمال نمود و بدستور يك درهم آن با دو درهم مردارسنك باهم نرم سوده با نيم آثار ماست ممزوج كرده در پارچهء كرپاسى انداخته آب صاف آن را كه از ان بچكد در زراقه نموده استعمال نمايند جهت مرض مذكور نافع و دستور غسل و پروردن كرماني آن به آب غوره و شيافات آن و حبوب و مراهم توتياى هندى در قرابادين ذكر يافت و طريق احراق توتياى هندى آن ذرورات توتياى كرمانى است كه ريزه ريزه كرده در ظرف سفالي بر آتش كذارند و برهم زنند تا محرق كردد و يا آنكه قطعهء آن را بر اخكر كذارند و بكذارند تا به جوش آيد و از جوش بهنشيند مانند زاج پس برداشته سائيده استعمال نمايند و چون كسى توتياى اخضر را خورده باشد و او را غثيان و قئ و التهاب و وجع معده و امعا و سوزش بول و براز و تمدد اعضا و غيرها عارض شده باشد تدبير آن آنست كه او را قئ فرمايند و بخورانيدن امراق دسمه و شير تازه دوشيده مكرر پس با لعبه و روغن بادام و آب كوشت چرب تغذيه فرمودن *