و از بلاد هند آورند و بعضى بيل را پوست آن دانسته و اقوال ديكر نيز در ماهيت آن وارد است و بالجمله از ادويهء مجهوله است و كچرى معروف است و چنان است كه ذكر يافت و يحتمل كه بيل خشك قطعهقطعه نموده باشد چنانچه معمول عطاران اهل هند است كه قطعهقطعه نموده خشك كرده مىفروشند
* بلاس *
بفتح باء فارسي و لام و الف و سين مهمله لغت هندى است و آن را دهاك و تيسو نيز نامند
* ماهيت ان
درختى است هندى مشهور و دو صنف مىباشد يكى بزرك و ديكر كوچك درخت بزرك آن عظيم و كوچك آن به مقدار يك قامت و بىساق و برك هر دو شبيه بهم و مانند برك جوز و سر برك آن مدور و بيخ آن باريك و غنچهء كل آن سياه رنك و مزغب و بعد شكفتن زرد نارنجي مىكردد و خوش منظر و بسيار پركل و منبت آن اكثر بلاد هند و بنكاله و مستعمل كل آن است و صمغ آن نيز
* طبيعت برك ان
كرم و تر و با عفوصت بسيار لهذا بعضى خشك كفتهاند
* افعال و خواص آن
مشهى طعام و مبهى و به جهت تحليل دماميل و بثور و رياح شكم و رياح غليظهء محتبسه در بطن و قولنج و به جهت ذرب و خلفه و ديدان و بواسير و در جبر كسر عظام كويند قائم مقام موميائى است و كل آن سرد و خشك و قابض شكم و دافع فساد بلغم و صفرا و خون و مدر بول و كل سفيد آن بسيار مقوى باه و ضماد مطبوخ آن محلل اورام و نزول آب در كيس و بر عانه جهت دفع احتباس بول و حيض و تحليل ورم مثانه و رحم و ثمر آن كرم و تر و دافع امراض كرده و مثانه و بواسير و كرم شكم و فساد سودا و بلغم
* بلاس بابرة *
بفتح باء فارسي و لام و الف و سكون سين مهمله و فتح باء فارسي و الف و باء فارسي و راء مهمله و ها
* ماهيت ان
ثمر درختى است هندى پوست آن زرد و مغز آن سفيد مائل بزردى و اندك لعابى بىطعم غالبى و بعد خشك شدن پهن اندك عريض و طولانى مانند برك كوچك ضخيم كروى شكل مىكردد و چهار نوع مىباشد سرخ و كبود و زرد و سفيد و همه در خواص برابراند
* طبيعت ان
كرم و تر
* افعال و خواص آن
آشاميدن آن جهت بواسير و ديدان و حب القرع نافع و قطور آن با ملح اندرانى و پوست هليله بالسويه در كلاب خيسانيده جهت رفع بياض عين مجرب
* بلاسنطور *
بفتح باء عجمي و لام و الف و فتح سين مهمله و سكون نون و ضم طاء مؤلفهء مهمله و سكون واو و راء مهمله لغت فرنكى است بمعني شجرة النبي و آن را دسنطو و لينو سنطو نيز نامند و معني لفظ اول شجرة النبي و ثاني شجرهء مباركه است
* ماهيت ان
از ادويهء جديده است كه طائفهء فرنك در سنه هشتصد هجرى كه ارض جديد را يافتند و در تصرف آوردند معرفت بدين دوا بهم رسانيدند و به اطراف بردند و آن درختى است شبيه بدرخت لسان العصافير بهيأت مجموعي و با دو پوست يكى خارجى غليظ شبيه به پوست بلوط و دوم نازك متصل به چوب يعنى مغز آن و اين سبز و زرد مائل بسفيدى مانند صندل زرد و چوب داخل آنكه بمنزلهء لب آنست سياه سنكين متين مانند آبنوس و با دهنيت كه مانند چوب صنوبر به آتش مشتعل مىكردد و بلاسنطور را فرنكان بر مراكب حمل نموده بقسطنطينيه مىآورند و از ان در انجا قبضهء كارد و خنجر و شمشير مىسازند و بهترين آن سنكين بسيار دهنيت تازهء آنست كه كهنه و پوسيده نشده باشد و مستعمل و شديد النفع مغز سياه رنك شبيه بآبنوس آنست و بعد از ان پوست داخلي شبيه بصندل زرد پس پوست خارجى آن
* طبيعت ان
كرم و خشك در آخر درجهء دوم و بعضى يابس در سوم كفتهاند
* افعال و خواص آن
مفتح و مرقق و معرق و مقطع و محلل و مجفف و باقوت ترياقيه و بالخاصيت مقاوم سموم و دافع آنها و جهت صرع و نسيان و جميع نوازل و نزول آب در چشم و ضيق النفس و نيكوئى بوى دهان و زوال بخر و تقويت معده و امعا و تفتيح سدهء كبد و طحال قديمهء متمكنه و درد پهلو و پشت