تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
و چون دو سه شب آن را بخيسانند سداد بغايت خوش رنكى مىشود و كويند عين الديك تخم ثمر آنست

* طبيعت ان

در سوم كرم و در چهارم خشك

* افعال و خواص آن

ذرور آن جهت التيام قروح كهنه و جراحت تازه و قطع نزف الدم و تجفيف قروح سائله و غسول به آب آن جهت نيكوئي رنك رخساره و تقويت مفاصل نافع و پنج درهم آن كشنده به يبس و سكون و بعضى را بخناق مقلق علاج آن مقيئات و مرطبات و حقنها و جمولات معتدله و فصد در صورت احتياج است و كويند علاج‌پذير نيست و صباغان چوب آن را جوشانيده در رنك كرپاس و غيره مستعمل دارند

* فصل الباء مع الكاف

* بكا *

بفتح با و كاف مشدده و الف

* ماهيت ان

درختى است معروف در مكهء معظمه زادها اللّه تعالى شرفا شبيه به بشام و برك آن از ان ريزه‌تر و ثمر آن مدورتر و بزرك‌تر از ان و دمعهء سفيدى كه از ان مىچكد از ماندن مانند دمعهء بشام سرخ نمىكردد

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك

* افعال و خواص آن

ضماد ثمر آن جهت نضج دماميل صلبه و اورام بلغميه و مركبه و ساير صلابات و مسواك به چوب آن جهت تقويت لثه و منع افات از دندان و دمعه آن جهت وجع اسنان و تخم آن مقوى معده و جهت سرفه و اورام بلغميه و سودا و به نافع

* بكجي *

بضم باء موحده و سكون كاف و كسر جيم فارسي و سكون يا لغت هندى است و بابچى نيز كويند

* ماهيت ان

تخمى است مدور اندك طولاني و پهن و ظاهر آن سياه و اندرون آن سفيد و در غلافى مدور سه چهار عدد قريب بهم در خوشهء مانند عنب الثعلب و برك آن مانند برك بقلهء خراسانيه و كل آن كلابي رنك

* طبيعت ان

كرم و خشك و سرد و خشك نيز كفته‌اند

* افعال و خواص آن

ملين و نفاخ و مشهي و مفرح و جهت برص و بهق و جرب و فساد خون و جذام شربا و ضمادا بتنهائي و يا با ادويهء مناسبهء ديكر جهت فساد صفرا و حميات بلغميه و ديدان و حب القرع و قروح مجارى بول نافع و تخم آن در افعال مذكوره قويتر و اهل هند تخم آن را از جملهء رساين مىدانند

* بكن *

بضم باء موحده و فتح كاف مشدده و سكون نون و عوام بكم بميم نيز كويند

* ماهيت ان

كياهى است هندى مفروش بر روى زمين برك آن ريزه اندك پهن طولاني و با شرفهء كمى و سر آن اندك مدور بيخ بركها باريك

* طبيعت ان

كرم و خشك

* افعال و خواص آن

آشاميدن آب برك آن جهت رفع حميات بلغميه و عفنه و سرفهء بارد و حبس البول و حرقت آن و حصاة مثانه نافع و ضماد آن منضج دماميل و كويند چون روى توتيا را كداخته و در حين كداز بكن را سائيده قدرى معتدى بران ريزند آن را سوخته سفيدآب مىكرداند در غايت خوبى

* بكمون *

بضم باء موحده و سكون كاف و ضم ميم و سكون واو و نون لغت فارسي است و بعربي عرفج نامند

* ماهيت ان

از جملهء يتوعات است و كياه آن در كنار آبها مىرويد شبيه بدرخت سماق و شاخهاى آن زياده بر پنج عدد نمىباشد و مائل بسرخي و شيردار و ازينجهت آن را ذو خمسة الاغصان نامند برك آن شبيه ببرك كاج و پيچيده و كل آن سفيد و درهم و تخم آن شبيه بشاه‌دانه و آن را حب الفقد مىدانند

* طبيعت ان

كرم و خشك

* افعال و خواص آن

مفتح سدد احشا و جهت سپرز بغايت نافع و كفته‌اند كه اكر زن در سالي يك عدد از تخم آن را تناول نمايد در ان سال آبستن نكردد و اكر هفت سال بدان مداومت نمايد هيچ وقت حامله نشود

* بكهرينده *

بفتح باء موحده و سكون كاف فارسى و خفاى ها و كسر راء مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و نون و دال چهار نقطهء هندى و ها لغت هندى است

* ماهيت آن

ظاهرا نوعى از خروع است كه در بنكاله مىشود و فرق ميان اين و خروع