و چون دو سه شب آن را بخيسانند سداد بغايت خوش رنكى مىشود و كويند عين الديك تخم ثمر آنست
* طبيعت ان
در سوم كرم و در چهارم خشك
* افعال و خواص آن
ذرور آن جهت التيام قروح كهنه و جراحت تازه و قطع نزف الدم و تجفيف قروح سائله و غسول به آب آن جهت نيكوئي رنك رخساره و تقويت مفاصل نافع و پنج درهم آن كشنده به يبس و سكون و بعضى را بخناق مقلق علاج آن مقيئات و مرطبات و حقنها و جمولات معتدله و فصد در صورت احتياج است و كويند علاجپذير نيست و صباغان چوب آن را جوشانيده در رنك كرپاس و غيره مستعمل دارند
* فصل الباء مع الكاف
* بكا *
بفتح با و كاف مشدده و الف
* ماهيت ان
درختى است معروف در مكهء معظمه زادها اللّه تعالى شرفا شبيه به بشام و برك آن از ان ريزهتر و ثمر آن مدورتر و بزركتر از ان و دمعهء سفيدى كه از ان مىچكد از ماندن مانند دمعهء بشام سرخ نمىكردد
* طبيعت ان
در دوم كرم و خشك
* افعال و خواص آن
ضماد ثمر آن جهت نضج دماميل صلبه و اورام بلغميه و مركبه و ساير صلابات و مسواك به چوب آن جهت تقويت لثه و منع افات از دندان و دمعه آن جهت وجع اسنان و تخم آن مقوى معده و جهت سرفه و اورام بلغميه و سودا و به نافع
* بكجي *
بضم باء موحده و سكون كاف و كسر جيم فارسي و سكون يا لغت هندى است و بابچى نيز كويند
* ماهيت ان
تخمى است مدور اندك طولاني و پهن و ظاهر آن سياه و اندرون آن سفيد و در غلافى مدور سه چهار عدد قريب بهم در خوشهء مانند عنب الثعلب و برك آن مانند برك بقلهء خراسانيه و كل آن كلابي رنك
* طبيعت ان
كرم و خشك و سرد و خشك نيز كفتهاند
* افعال و خواص آن
ملين و نفاخ و مشهي و مفرح و جهت برص و بهق و جرب و فساد خون و جذام شربا و ضمادا بتنهائي و يا با ادويهء مناسبهء ديكر جهت فساد صفرا و حميات بلغميه و ديدان و حب القرع و قروح مجارى بول نافع و تخم آن در افعال مذكوره قويتر و اهل هند تخم آن را از جملهء رساين مىدانند
* بكن *
بضم باء موحده و فتح كاف مشدده و سكون نون و عوام بكم بميم نيز كويند
* ماهيت ان
كياهى است هندى مفروش بر روى زمين برك آن ريزه اندك پهن طولاني و با شرفهء كمى و سر آن اندك مدور بيخ بركها باريك
* طبيعت ان
كرم و خشك
* افعال و خواص آن
آشاميدن آب برك آن جهت رفع حميات بلغميه و عفنه و سرفهء بارد و حبس البول و حرقت آن و حصاة مثانه نافع و ضماد آن منضج دماميل و كويند چون روى توتيا را كداخته و در حين كداز بكن را سائيده قدرى معتدى بران ريزند آن را سوخته سفيدآب مىكرداند در غايت خوبى
* بكمون *
بضم باء موحده و سكون كاف و ضم ميم و سكون واو و نون لغت فارسي است و بعربي عرفج نامند
* ماهيت ان
از جملهء يتوعات است و كياه آن در كنار آبها مىرويد شبيه بدرخت سماق و شاخهاى آن زياده بر پنج عدد نمىباشد و مائل بسرخي و شيردار و ازينجهت آن را ذو خمسة الاغصان نامند برك آن شبيه ببرك كاج و پيچيده و كل آن سفيد و درهم و تخم آن شبيه بشاهدانه و آن را حب الفقد مىدانند
* طبيعت ان
كرم و خشك
* افعال و خواص آن
مفتح سدد احشا و جهت سپرز بغايت نافع و كفتهاند كه اكر زن در سالي يك عدد از تخم آن را تناول نمايد در ان سال آبستن نكردد و اكر هفت سال بدان مداومت نمايد هيچ وقت حامله نشود
* بكهرينده *
بفتح باء موحده و سكون كاف فارسى و خفاى ها و كسر راء مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و نون و دال چهار نقطهء هندى و ها لغت هندى است
* ماهيت آن
ظاهرا نوعى از خروع است كه در بنكاله مىشود و فرق ميان اين و خروع