تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
و حرقة البول شربا و در جميع افعال بهتر از پيه خوك است و طلاى آن بر خنازير و قروح و جروح و بواسير مفيد و خاصيت بول آن در ابوال و لبن آن در البان مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى و چون رودهاى آن را كرفته پاك شسته پر باد نمايند و سر آنها را بسته ريسماني به آنها بندند و آن رودهاى پر باد را در حوض و يا غدير و يا نهرى كه در آنها وزغها بسيار باشند و فرياد كنند شب سر دهند و حركت دهند همه وزغها خيال مار نموده از ترس خاموش كردند و بكريزند

* بقر الوحش *

صاحب تحفه نوشته كه نوعى از ايل است و مذكور شد و شايد اشتباهى باشد زيرا كه بقر الوحش غير ايل است و بفارسي نيله كاو و بهندى روجه بضم راء مهمله و واو مجهول و فتح جيم و ها نامند و فى الجمله شبيه بكاو است و شاخهاى آن مانند شاخ آن بىفروع و بىشعبه و مشابهت بايل كه بفارسي كوزن نامند ندارد و در خواص قريب بدانست

* بقس *

بفتح باء موحده و قاف و سكون سين مهمله معرب از بقسين و يا بقسيون يوناني است و اهل شام شمشار و بفارسي شمشاد نامند

* ماهيت آن

درختى است عظيم برك آن مانند برك انار و مورد و از ان كوچكتر و سبزتر و ساق آن سفيد و صلب و چون خشك شود مائل بزردى كردد و از ان قاشق و عصا و متكى و شانه و غيرها سازند بسبب نرمي و صافى آن و ورقهاى نازك مانند كاغذ نيز مىسازند و بران قرآن و كتاب مىنويسند و شاخهاى آن پريشان و خزان نمىكند و كل آن سفيد با عطريت بسيار و تخم آن سياه مانند حب الآس و فلفل

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك و سرد نيز كفته‌اند

* افعال و خواص آن

برك آن سم حيوانات خصوصا شتر و ضماد نشارهء آن با حنا بر سر جهت تقويت موى و دفع صداع و تفرق شؤون آن و با سفيدى تخم‌مرغ و آرد كندم جهت استحكام مفاصل و وثي و وهن و نطول طبيخ برك آن جهت خروج مقعده مجرب و تخم آن قابض و مجفف رطوبات معده و امعا و قاطع سيلان لعاب از دهان و ضماد مطبوخ آن با شراب كه به حد قوام رسد جهت جمره و نملهء ساعيه و سعفه و با عسل و حنا جهت رفع آثار جلد نافع مقدار شربت از تخم تازهء آنكه دانهء آن را بيرون كرده باشند تا يك اوقيه و از خشك آن سه مثقال و عرق شكوفه آن در تقويت دل و دماغ قوىتر از عرق بهار و نارنج است و چون از چوب آن شانه سازند موى را تقويت بخشد و فساد آن را دفع كرداند

* بقلة الحمقاء *

بفتح با و سكون قاف و فتح لام و ضم تاء مثناة فوقانيه و سكون لام و ضم حاء مهمله و سكون ميم و فتح قاف و الف لغت عربي است و نيز بعربي فرفخ و رجله و حسيب و بقلة اللينه و بقلهء مباركه و بقلهء فاطمه و بقلة الزهرا و بفارسي خرفه و تورك و بعبراني ارغيلم و بفرنكي برغال سالي و بهندى خلفه و قسم كوچك آن را لونيا نامند و وجه تسميهء آن بحمقا آن است كه دمسيل و واديها و رودخانه‌ها و جاهاى نمناك بىجا مىرويد و اختصاص به محلى ندارد كياه آن بسيار نرم و تر و خفيف مىباشد

* ماهيت آن

دو نوع است بزرك و كوچك كياه بزرك آن كمتر از ذرعى و ساق آن اكثر مفروش بر زمين و بسطبرى انكشتى و بسيار نازك و شكننده و مائل بسرخي و برك آن مائل بتدوير و اندك ضخيم و كل آن سفيد و تخم آن سياه ريزه و در برك آن لزوجتى و در شاخهاى آن قوت قبضي مىباشد و لهذا مطبوخ آن در بعضى امزجه اطلاق و در بعضى امساك بطن مىنمايد و در بعضى بلاد حارهء يابسه خام آن را نيز مىخورند مانند سبزيهاى ديكر از نعناع و پودنه و ترخاني و كرفس و برك كاسني و نوع كوچك آن مفروش به روى زمين و برك و تخم آن از ان بسيار ريزه‌تر و با بورقيت بسيار و اندك ترشي و اين اكثر خودرو مىباشد خصوص در بنكاله اين نوع كثير الوجود است بخلاف نوع كبير آن و بهترين آن نوع بزرك برك و ساق سرخ آنست و نيز نوع ديكر مىشود زبرك آنكه بزرك آن اندك طولاني و خودرو است

* طبيعت آن

در سوم سرد و در دوم تر و در سوم نيز تر كفته‌اند