و سرفه و لپ كهنه و درد شكم و رياح و قراقر و فساد بلغم و كرم معده و مقعده و جذام و قابض بطن است
* بريا مصري *
بفتح با و سكون راء مهمله و فتح ياء مثناة تحتانيه و الف بلغت مصرى بمعني بقله است يعني بقله كه در مصر مىرويد
* ماهيت آن
بقلهء است شبيه بكرفس و خوشبو و بوى آن مانند بوى رازيانه با اندك تندى و تخم آن سبز و باريك و منبت آن اولا بلاد مصر بوده و از انجا به جاهاى ديكر نقل نمودهاند و ربيعى است و تا اوائل صيف مىماند
* طبيعت ان
كرم و خشك در دوم
* افعال و خواص آن
مقوى معده و جكر و احشا و محلل رياح و مانع نزلات و مفتح سدهء جكر و سپرز و مدر بول و مسخن بدن و كرده و محرك باه و منقي مجارى بول و جهت بواسير بسيار نافع مضر دماغ مصلح آن نيلوفر مقدار شربت آن تا دو مثقال بدل آن بسباسه و مداومت خوردن نبات آن جهت رفع زردى رخساره آزموده و در سائر افعال و دفع خمار ضعيفتر از تخم آن است
* برياله *
بفتح با و سكون را و فتح ياء مثناة تحتانيه و الف و فتح لام و ها و براى مهمله بجاى لام نيز آمده
* ماهيت آن
كياهى است هندى شبيه بنبات عنب الثعلب و دو نوع مىباشد يكى كل آن سفيد و ريزه و برك آن كوچك و مدور و نازك و مشرف بشرفهاى ريزه و ساق آن صلبتر از ساق عنب الثعلب و بيخ آن سفيد و باريك و بلند و دوم نيز شبيه بدان و كل آن زرد
* طبيعت آن
كرم و تر و بعضى سرد دانستهاند
* افعال و خواص سفيد آن
آشاميدن آب برك تازهء آنكه لعابى مىباشد بدين قسم كه برك آن را شب در آب بخيسانند و صبح بمالند و صاف نمايند جهت منع جريان مني و تفتيت حصاة و بواسير و عصارهء آن يعني آب برك كوبيدهء آن بدون شكر جهت رفع زهر مار كزيده شربا و سعوطا و بدستور سعوط برك خشك آن و اكر مار كزيده بيهوش باشد به بيني او بدمند كه باقصى انف و دماغ او برسد و ضماد و طلاى نوع زرد آن جهت تحليل اورام و اوجاع و نضج دماميل مفيد
* فصل الباء مع الزاي المعجمة *
* بزرقطونا *
بفتح با و سكون زاى معجمه و كسر راء مهمله و فتح قاف و ضم طاء مهمله و سكون واو و فتح نون و الف لغت عربي است بيوناني فسليون بمعني برغوثي يعنى شبيه ببرغوث و بفارسي اسفيوس و اسبغول و اسبغل بواو و بحذف واو نامند و در هندى نيز بدين نام مشهور است و در اصفهان مشهور باسپرزه و در شيراز ببنكو است و شكم دريده نيز و بتركي قارني باروق نامند
* ماهيت آن
كياهى است كوچك نهايت تا بيك ذرع و برك آن باريك و بلند فى الجمله شبيه بكندنا و كياه برنج و از ان باريكتر و كوچكتر و از بيخ آن ساقهاى باريك برميآيد و بر سر آنها خوشهء مانند خوشهاى كندم و بالاى آن غلافى و در جوف آن تخمهاى آن و در تابستان مىرسد و سه صنف مىباشد يكى سفيد و اين بهترين اصناف است خصوص باليدهء آنكه در آب تهنشين كردد و دوم سرخ رنك و اين ضعيفتر از ان است در نفع و بعضى اين را بهتر مىدانند و سوم سياه كه بدترين همه است و انطاكي نوشته كه سفيد آن در مصر بسيار است و سرخ آن را از برليس كه نام موضعي است معروف از مصر مىآورند و لهذا آن را برليسيا نامند منسوب بدان و سياه آن را صعيدى نامند نيز بدان جهت كه از صعيدا على مىآورند و شكوفهء هريك برنك آن است
* طبيعت سفيد آن
در سوم سرد و در دوم تر و سرخ آن تر در اول و سياه آن با يبوست و اجتناب از استعمال سياه آن اولى است
* افعال و خواص آن
آشاميدن سفيد آن مسكن تشنكى و حرارت و باقوت محلله و ملين طبع و جهت تپهاى حاره و غليان خون و خشونت سينه و حلق و زبان و سر و علل صفراوى و ذات الجنب و امراض دموى و اصلاح اخلاط سوخته و مغص و قرحهء امعا و زحير و دفع يبوست امعا حادث از صفرا و شرب ادويهء حاره و بدستور لعاب آن بتنهائي و يا