بهندى طوطه نامند
* ماهيت آن
مرغى است سبز رنك و چند نوع مىباشد سه از ان بزرك و در كوچك يكى از بزرك آن را در بنكاله مدنه نامند منقار آن سرخ و بناكوش و زير حلق آن سرخ و سائر بدن آن سبز و بر كردن آن طوقى سياه و بسيار خوش منظر و بتعليم سخنكو مىشود و ديكرى را چندنه كويند منقار آن سرخ و بناكوش آن برنك كل كاسني و در كردن اين نيز طوق سياهى و پرهاى آن بسيار سبز و دنباله آن زرد پستئ رنك و از همه درازتر و اين نيز سخنكو مىكردد و ديكرى را كجله نامند و منقار و سر اين سياه و بتعليم نيز سخنكو مىشود و جثهء اين به نسبت مدنه اندك باريكتر و يك صنف از كوچك آن را نريدى مىنامند دو نوع مىباشد يكى كله آن بنفش و منقار زرد و سائر بدن پستئ و ديكر منقار زرد و همه پستئ هر دو قسم بسيار خوش رنك و كوچك و خوش منظر و تركيب و بعضى از نوع اول از تعليم سخنكو مىشوند و ليكن كمتر از نوع بزرك و تكلم اين با صفير است و اين شبها در پنجره خود را معلق اويزان مىكند و يكى ديكر از ان كوچكتر و آن را توتيه كويند كلهء اين نيز بنفش و منقار و سائر بدن آن سبز پستئ و اين نيز سخنكو مىكردد و هم بصفير و هم به غير آن و مقلد اصوات اكثر حيوانات است مانند كلاغ و خروس و غيرهما و ليكن كمتر از طوطي و انواع ديكر نيز مىباشد و منقار همه مقوس و چنكل كير از براى تصفيهء صوت ايشان اهل بنكاله بيخ پان يعنى بيخ تانبول كه خولنجان است و قرنفل و ساقهء برك پان بنكله و فلفل سرخ و بهنكره كه كياهى است هندى مىخورانند و خوراك اكثر آنها شلتوك و شير باچلا و موز است كه بهندى كيله نامند و حبوب ديكر نيز مىخورند و آنچه حكيم مير محمد مؤمن در تحفة المؤمنين نوشته كه از خوردن پسته و لاجورد و قرطم زودتر سخنكو مىكردد اين سخن در بنكاله شنيده نشده و معمول نيست شايد در جاهاى ديكر و يا در ايران چنين باشد
* طبيعت آن
در دوم كرم و در اول خشك و منسوب به مشترى است
* افعال و خواص آن
بسيار بطئ الهضم و مفرح دل و جهت التيام قروح مزمنه و ضماد آن جهت رفع ثآليل مفيد و خوردن دل و زبان آن مورث فصاحت و سرعت تكلم اطفال و رافع لكنت زبان و سركين آن جهت دفع كلف و آثار و نيكو كردن رنك رخسار و خون آن جهت ازالهء بياض عين نافع است
* ببر *
شيرى است كه در بلاد هند بهم مىرسد و كويند در جميع خواص قوىتر از اسد است
* ببيته *
به دو باء عجمي اول مفتوح دوم مكسور و سكون ياء مثناة تحتانيه و فتح تاء مثناة فوقانيه و ها
* ماهيت آن
تخم ثمرى است كه از ارض جديد مىآورند و ثمر آن به مقدار نارنجى و انارى و پوست آن جوزى رنك تيره مائل بسياهي و در جوف آن تخمها بسيار سياه رنك صلب مثلث شكل و آنچه بتحقيق پيوسته ثمر آن به قدر زردالو و به شكل آن و در جوف هر ثمرى سه دانه مثلث شكل بسيار تلخ مىباشد بلكه جميع اجزاى آن از پوست و لحم و تخم همه تلخ است مغز دانهء آن بتازكي سفيد و چون كهنه كردد بتدريج صندلي رنك و سياه مىكردد
* طبيعت آن
حار و يابس در آخر سوم يا اول چهارم
* افعال و خواص ان
با قوت ترياقيت و آشاميدن آن جهت هيضهء بارد بلغمي كه با قئ و اسهال باشد و بند نشود و نيز قئ مفرط بدون هيضه كه به هيچ چيز بند نشود مقدار يك حبه يا دو حبه از ان بتنهائي و يا با ادويهء مناسبه و يا با دو سه دانهء فلفل با كلاب و يا آب و به جهت ضيق النفس و استسقاى بارد بلغمى و اوجاع رياح بارده و بواسير بلغمي و اوجاع مفاصل و غيرها و بالجمله اكثر امراض باردهء بلغميه را مفيد و مضر امراض حاره و محرور از اجان مقدار شربت آن از يك حبه تا دو حبه بدل آن نارجيل دريائى كهنه و فادزهر قنفذى است و آب در پوست آن خوردن نيز جهت امراض مذكوره نافع به شرط