تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
شكم و بواسير و فساد قموم و ورم اعضا و برك آن جهت فساد بلغم و سودا و خون مفيد كفته‌اند و چون مغز آن را در هموزن آن روغن كنجد بجوشانند كه سوخته مانند زغال كردد پس آن روغن را صاف كرده در شيشهء نكاه دارند و قدرى آن را در زخمهاى غائر بچكانند پر و ملتحم سازد و چون سفوف نمايند مغز آن را و بر برك بيد انجير بپاشند و بر ورم بيضهء حادث از نزول ماء ببندند مكرر تحليل دهد آن را اكر ماده بسيار غليظ و متوجه جانبى باشد از ان جانب آن را منفجر كرداند و دفع نمايد بدون الم و اذيتى

* اكليل الملك *

بكسر همزه و سكون كاف و كسر لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم لام و الف و لام و فتح ميم و كسر لام و كاف و آن را اصابع الملك نامند و ملكا نيز و بيوناني مالينوطس و بفارسي كياه قيصر كويند و بهندى پرنك نامند

* ماهيت آن

دو صنف مىباشد و كياه هر دو صنف شبيه بهم اما ثمر يك صنف هلالى شكل و در غلافى مانند تخم ترب و تخمهاى آن مدور و ريزه‌تر از خردل و بعضى را تخم شبيه بحلبه و غلاف غير هلالي و ثمر صنف دوم باريكتر و هلاليت آن كمتر و برك آن مدور به قدر درهمى و شاخهاى آن باريك و درشت و صلب و پراكنده و بعضى منبسط بر روى زمين و بعضى را ساق به قدر ذرعى و كل آن زرد و ريز . و بعضى را كل بنفشى و بعضى سفيد و بعضى را ورق شبيه ببرك لسان الحمل او بعضى از ان ريزتر و همچنين كياه آن بعضى بزرك و شاخهاى آن باريك و سست و بدستور ثمر آن و بالجمله بسبب اختلاف اراضي و بلدان و اهويه مختلف مىباشد در كمر و صغر و قوت و ضعف مستعمل ثمر ان است و برك هندى آنكه پرنك نامند در طعم و رائحه اندك مشابهتى بحلبه دارد و از برك حلبه كوچكتر و نازكتر و مشرف چنانچه مانند حلبه پخته با روغن و پياز بريان كرده مىخورند و در كوشت و ماهي نيز داخل مىنمايند و ثمر هندى آن بسيار ضعيف و باريك و كوچك است و بهترين اكليل الملك صلب و تازه زردرنك مائل بسفيدى اطيب الرائحهء آنست كه چون بشكنند تخم آن زرد باشد

* طبيعت آن

بقول شيخ الرئيس كرم و خشك در اول و بعضى مركب القوى و جزو حار يابس در ان زياده از جزو بارد كفته و ديسقوريدوس معتدل در حرارت و برودت دانسته

* افعال و خواص و منافع آن

محلل و منضج و قابض و مجفف اما قبض آن كمتر از تحليل آن و لهذا منضج و ملطف و مقوى اعضا و ملين اورام صلبه است

* امراض الراس

جهت صداع ضماد آن با سركه و روغن كل بر سر و همچنين نطول آب كرم مطبوخ آن صداع و دوار و سدر و اختلاج و سكته و لقوه و استرخاى حادث از بلغم و صفرا و كرفتن بخار آن در حمام در هر روز و شب و تمريخ بدهن آن براى امراض مذكوره و براى اختلاط ذهن و رعونت و حمق و بلادت و ماليخوليا و نسيان و خوردن دو درهم آن با پنج درهم عسل و نطول آب مطبوخ آن بر سر صاحب وسواس سوداوى در هر سه روز يك يك مرتبه در حمام و براى فالج و استرخا ضماد كردن آن بر مبدأ عصب عضو مسترخي و جهت تمدد و كزاز بلغمى و نطول آب مطبوخ آن نيمكرم بر سر و معده و جهت تشنج امتلائي و حبس نزلات نطول آب مطبوخ آن بتنهائي و يا با ادويهء مناسبهء ديكر مانند بابونه و صعتر و شبت و همچنين آشاميدن آب مطبوخ آن جهت امراض مذكوره امراض المعده و غيرها آشاميدن آب مطبوخ آن جهت درد معده و جكر و سپرز و با افسنتين جهت ورم آن هر سه عضو و رحم و ضماد آن نيز بران مواضع و همچنين آشاميدن آب طبيخ آن جهت تحليل فضول باطني خصوصا با انجير و عسل و زياده كنندهء شير و مني و دافع ضرر سموم و ادرار بول و حيض و رطوبات و تسكين عطش بلغمي و ضماد پختهء آن بتنهائي و با باميپختج جهت قروح شهديهء سر بتنهائي و يا با بعضى مجففات مانند مازروطين رومي و عدس و كرد آسيا و بدستور ضماد آن با ميپختج جهت اورام مركبه و حارهء چشم و كوش