باشد ؛ مگر آن كه شخص ناعم البدن رقيق الجلد « 1 » باشد و متأذّى گردد كه او را به سنگ خشن و به قوّت جايز نيست و غليظ الخلطِ كثيف الجلد را از وقت دخول تا هنگام خروج ، ماليدن پاى او اولى است .
[ در بيان ازالهء چرك بدن ]
و بدان كه از براى ازاله اوساخ از بدن ، خطمى و سدر و صابون و امثال اينهاست به حسب هر مزاج و رسم و عادت شهر و بلد . و سدر كه عبارت از برگ درخت كُنار ساييدهء مخلوط به آب است [ كه ] در قلع اوساخ قوىتر از خطمى است براى فرط جلائى كه دارد . و نيز مانع اسقاط موى است و مقوّى و ملين و طويل كنندهء آن و ظاهر كنندهء حرارت ؛ خصوص كه به آب عصارهء چغندر « 2 » ممزوج نموده باشند .
و اغتسال به خطمى ، صداع را نافع است و به صابون ، مبرود الدماغ و مرطوب را موافق تر . و محرور المزاجان را آرد جو و نخود نيز نافع و در ازالهء اوساخ سريع الأثر تر .
[ در استعمال آبزن ]
و بدان كه استعمال آبزَن در ترطيب بدن ، بليغ التأثير است امّا بايد كه تا زمانى طويل در آن بنشينند و بايد كه آبزَن ، متّسع و عميق باشد كه در آن به خوبى توان نشست و تمام بدن تا گردن در آب غرق باشد . و بايد كه آبِ آبزن ، آبِ مستعملِ مريض ديگر نباشد ؛ زيرا كه باعث ابتلاء اين شخص است به آن مرض ؛ بلكه آب جديد باشد ؛ خواه خالص باشد و يا مطبوخ با ادويهء مناسبهء مخلوطهء به ادهان لايقه . و بايد كه آب آن در گرمى و فتور به حدّى باشد كه در آن توان نشست و ايذا نرساند . و دستورالعمل آبزَن و نُسَخ آبزَنات در « قرابادين » ذكر يافت .
هامش
( 1 ) . ب : بود .
( 2 ) . ب : چقندر .