تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1441

مساهمون:

ص١٤٤١
آن اختلاط عقل به هم رسد ، دلالت بر هلاكت مىنمايد ، مگر آن كه در شخصى كه معتاد بر آن باشد . همچنين سبزى دندان‌ها و بر هم ساييدن آن‌ها و حركت آن‌ها به نحوى كه گويا چيزى مضغ مىنمايد بدون آن كه در دَهن او چيزى باشد ، دلالت بر ردائت حال مىنمايد .

بعضى از آن‌ها ، دلائل شَفَه و لِسان و فَم است

افراط يبس آن‌ها و التوا و برگشتگى لب و كوتاهى آن و سردى آن در امراض حادّه ، دليل « 1 » ردائت و تشنّج عضلهء آن است . و همچنين تقلّص و پيچيدگى يكى از آن هر دو بر ديگرى . چون خشك گردد زبان و لب اوّلًا ، پس بعد از آن خشن گردد ، پس سياه ، دلالت بسيار ردى قتّال است ؛ خصوصاً در چهاردهم . انشقاق لب و برآمدن آب زرد از آن ، دلالت بر شدّت حرارت و صعوبت امر مىنمايد . بقاء دهان مفتوح ، دلالت بر سقوط قوّه مىنمايد . سواد زبان و كمودت آن با حرقت و لدغ و الَم در قطن و اجفان و غشى و همچنين سياهى لب و كمودت آن ، دليل قرب موت است . بياض لب ، دليل ضعف قلب و كبد است . تعفّن دهان ، دليل حرارت و تعفّن خلط است . اعوجاج دهان صاحب سرسام ، دلالت ردى و سوء حال است .

و بعضى از آن‌ها ، دلائل حلق و مرى و رقبه است

حدوث خُناق به يك دفعه بدون آن كه در بحران باشد ، بد است خصوصاً كه با آن ، كف بر دهان آيد « 2 » . و در حمّيات صعبه ، قاتل است . و همچنين اعوجاج گردن به حدّى كه باعث منع از بلع طعام گردد . و همچنين حدوث ذُبحَه و عسر بلع در امراض حادّه .
هامش
( 1 ) . ب : دلائل . ( 2 ) . الف : ( آيد ) حذف شده .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1441 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى