تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1438

مساهمون:

ص١٤٣٨
و به نيلجى و بنفسجى و كمودت كه مقدّم بر آن ، تلألؤ و برّاقيت - يعنى با تلألؤ و برّاقيت باشد در اوّل امر - دلالت بر قرب موت مىنمايد ؛ به جهت بطلان حرارت آن . و به صُفرَتِ صافى ، دلالت بر غلبهء صفراء و انتشار آن در بدن و يرقان اصفر مىنمايد . و هرگاه در نهايت شدّت نباشد ، اسلَم است . و ظهور بياض آن در طرف اسفل و ميل سواد آن به سوى اعلى ، دلالت بر سوء حال قلب و ضعف قوّه مىنمايد . و ميل سواد آن به جهت اعلى و به سوى ظاهر ، دلالت بر اضطراب طبيعت و وحشت دماغ مىنمايد . پس سزاوار است كه تفقّد باطن عين عليل هنگام خواب او نموده شود ؛ پس اگر ظاهر گردد چيزى از بياض عين او ، و جَفن او منطبق ، و به عقبِ اختلاف و اسهال و يا شُرب دوا نباشد و عادت او چنين نباشد در حال صحّت ، دلالت بر ضعف عضلهء جفن و يا ضعف بدن مىنمايد . و همچنين انفتاح « 1 » جفن در هنگام خواب بدون اراده و خوش نيامدن روشنى و چيز برّاق نيز . و همچنين حمرت بياض عين با كمودت عروق آن و يا سياهى آن ، اين‌ها تمامى علامات مهلكه‌اند . صِغَر يكى از دو چشم در امراض حاده - خصوصاً در سرسام و مانند آن از امراض دماغيه - دلالت بر فساد دماغ و يبس عضلهء آن مىنمايد . حَوَل چشم ، دلالت بر تشنّج مىنمايد . و اگر نباشد با آن اختلاط عقل ، دلالت بر آن مىنمايد كه تشنّج خاص به عضلات عين است . سرعت حركت چشم : در حمّيات حادّه ، دلالت بر آن مىنمايد كه به زودى او را جنون عارض خواهد گرديد . و در غير حمّيات حادّه ، دلالت بر رَعشَه در عضل عين مىنمايد . سَيلان دموع بدون اراده و خصوصاً از يك چشم ، علامت ردى است ، مگر آن‌كه مقارن آن گردد علامات صالحه [ اى ] از علامات رعاف . جُحوظ و بر آمدن چشم در مرض حاد اگر بدون رمد باشد ، دلالت بر كثرت نزلات و انصباب مواد به سوى چشم و يا بر ورم دماغى مىنمايد .
هامش
( 1 ) . الف : انتفاخ .