بيست و نهم آن است كه : چون به هم رسد مريض را وجع بطن و ظاهر گردد به ابروى « 1 » او بُثور سياه شبيه به باقلا و متقرّح گردد و تا روز دوم و زياده بر آن بماند ؛ بايد دانست كه خواهد مرد . و آيت و علامت آن ، آن است كه او را سُبات و كثرت خواب عارض مىگردد .
سى ام آن است كه : چون عارض گردد مريض را وجع كبد و وجع اسنان و حكّهء شديد در قَمَحدُوَه - كه مؤخّر سر است - و در ابهام هر دو يا « 2 » ، در قفاى او چيزى شبيه به باقلا به هم رسد ؛ بايد دانست كه در پنجم از ابتداى مرض خود خواهد مرد . و آيت و علامت آن ، آن است كه او را عُسرُ البول يا تقطير به هم مىرسيد « 3 » .
سى و يكم آن است كه : چون ظاهر گردد بر زانوى عليل ، چيزى شبيه به انگور سياه و دور آن « 4 » سرخ ، يا آن سرخ و دور آن سياه و يا زرد ؛ بايد دانست كه به زودى خواهد مرد و اگر خواهد ماند ، تا پنجاه روز زياده نخواهد كشيد . و علامت موت ، آن است كه عرق سرد بسيار خواهد نمود .
سى و دوم آن است كه : چون ظاهر گردد مريض را بر وريدى كه در عنق است ، چيزى شبيه به دانهء بيد انجير سفيد رنگ و با صلابت ؛ بايد دانست كه در بيست روز خواهد مرد . و اگر بزيد ، تا پنجاه روز . و آيت و علامت آن ، آن است كه او را خواهش اشياء حارّه و حريفه به هم رسد .
سى و سوم آن است كه : چون ظاهر گردد بر صُدغِ ايسَر مريض ، دانههاى سرخ صلب و در گردن او ، خارش شديد ؛ بايد دانست كه در چهارم خواهد مرد .
سى و چهارم آن است كه : چون ظاهر گردد بر بدن مريض ، اورام رَخوه و اختلاط عقل ؛ بايد دانست كه به زودى خواهد مرد .
سى و پنجم آن است كه : چون ظاهر گردد بر صورت مريض ، دُمَّل ، و الَم و وجع
هامش
( 1 ) . ب : بر روى .
( 2 ) . ب : پا .
( 3 ) . ب : به هم رسد .
( 4 ) . الف : او .