تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1435

مساهمون:

ص١٤٣٥

و امّا دلائلى كه آن حكيم فاضل در فصول خود ذكر نموده و ساير حكماء در كتب خود : بعضي از آن‌ها ، دلائل سحنه « 1 » است :

متغير گشتن صورت مريض مانند صورت ميت ؛ يعنى شبيه بدان گردد ؛ به حيثيتى كه : چشم‌هاى آن گود . و بينى او كشيده . و شقيقه‌ها فرو رفته . و گوش‌ها سرد شده . و پوست پيشانى او كشيده و چسبيده بر استخوان . و گوشت بدن او گداخته . و رگ‌هاى بدن او ظاهر نگردد . و رنگ و روى او ، كَمِد يا سبز و يا سياه و يا زرد و يا سفيد به رنگ قلعى گردد و به رنگ گچ و غبار آلود . جميع اين‌ها ، دلالت بر غلبهء حرارت غريبه و ضعف مزاج و قلّت حرارت غريزيه و عدم وصول روح حارّ غريزى بر اطراف بدن و به موت عاجل مىنمايند ، مگر آن كه اين علامات به سبب شدّت و طول مرض نباشد ؛ بلكه به سبب « 2 » گرسنگى و قحطى يا استفراغ بسيار و يا تعب شديد و يا بيدارى بسيار و يا وجع مفرط باشد ، كه دلالت بر موت نمىنمايند و به تدبير لايق ، به رفق و مدارا صحّت مىيابد . و همچنين دُرور و برآمدگى عروق صُدغَين . و زردى رنگ و بَنَفسَجى و سياهى كمودت آن به يك دفعه . و بدترين آن‌ها ، سياهى و كمودت است . همگى اين‌ها دلالت بر ميل مواد به سوى دماغ و يا حدوث ورم در آن و يا در حوالى آن مىنمايند و ردىاند . صفرت رنگ با « 3 » تهبّج ، علامت ردى و دلالت بر غلبهء حرارت غريبه و ضعف معده و كبد مىنمايد . تغير رنگ بدن و همچنين تغير حرارت آن و برودت « 4 » آن نيز ، با آن كه بعضى اعضاء سرخ و بعضى سبز و بعضى سياه و بعضى سفيد باشد و بعضى گرم و بعضى سرد . و اين ، از علامات بسيار رديه است .
هامش
( 1 ) . الف : سخنه . ( 2 ) . ب : ( سبب ) حذف شده . ( 3 ) . ب : يا . ( 4 ) . ب : ( آن و برودت ) حذف شده .