بيست و سوم آن است كه : اگر در وسط سر مريض ، ورم سياه رنگ به مقدار گردكانى به هم رسد و نرم باشد و وجع نداشته باشد ، بايد دانست كه تا چهل روز از اوّل مرض خود خواهد مرد . آيت و علامت آن ، آن است كه در به دو مرض ، او را سُبات شديد به هم رسد و خواهش خربُزه به شدّت نمايد « 1 » و بول بسيار و به شدّت مىنمايد .
بيست و چهارم آن است كه : اگر در سينهء مريض ، ورم سياه مانند بيضه در كمال سياهى به هم رسد ؛ بايد دانست كه تا سه ماه از اوّل مرض خود خواهد مرد . و آيت و علامت آن ، آن « 2 » است كه در اوّل مرض ، او را خواهش خربزه به هم رسد و بول بسيار نمايد .
بيست و پنجم آن است كه : چون زير گردن مريض ، بثره « 3 » [ اى ] يا در زير جفنِ پايين چشم او ظاهر گردد ؛ بايد دانست كه تا بيست و يك روز از ابتداى مرض او « 4 » خواهد مرد . و آيت و علامت آن ، آن است كه در اوّل مرض ، او را شهوت جماع و اغذيهء رديه و شيرينىها در كمال شيرينى به هم رسد .
بيست و ششم آن است كه : چون ظاهر گردد در بدن مريض در امراض حارّه ، نقطههاى كوچك مانند دانهء جاوَرس ؛ علامت ردى است . و اگر بزرگ است ، ردائت آن كمتر .
بيست و هفتم آن است كه : اگر باشد در بدن مريض ، قرحه [ اى ] - در مرض او و يا قبل از مرض او - و خود به خود خشك گردد و يا سياه و يا سبز شود ؛ مىكِشد امر او به هلاكت .
بيست و هشتم آن است كه : چون ظاهر گردد با وجع معده ، بر پاى راست او « 5 » چيزى شبيه به سيبى خوش رنگ ؛ بايد دانست كه در روز بيست و هفتم از ابتداى مرض خود خواهد مرد . و آيت و علامت آن ، آن است كه خواهش چيزهاى شيرين بسيار مىنمايد .
هامش
( 1 ) . ب : مىنمايد .
( 2 ) . الف : ( آن ) حذف شده .
( 3 ) . الف : شبره .
( 4 ) . ب : ( او ) حذف شده .
( 5 ) . ب : ( او ) حذف شده .