دهم آن است كه : بر جَفن مريض سه دانه به هم رسد : يكى از آنها سياه و ديگرى كمِد ، و ديگرى سرخ مايل به شُقرَت ؛ بايد دانست كه مريض « 1 » تا هفتم خواهد مرد . و آيت و علامت آن ، آن است كه در اوّل مرض خود ، جريان بزاق و آب دهن بسيار او را عارض خواهد گرديد . و اگر در اوّل مرض او را « بصاق » عارض گردد ، تا بيست و هفت روز خواهد مرد .
يازدهم آن است كه : در جَفن يكى از دو چشم مريض ، بثره « 2 » [ اى ] مانند جوزهء نرمِ كَمِدُ اللّون عارض گردد ؛ بايد دانست كه مريض بعد دو روز از اوّل مرض خود خواهد مرد . و آيت و علامت آن ، آن است كه در به دو مرض او ، خواب بسيار ثقيل عارض گردد .
دوازدهم آن است كه : چون سيلان نمايد از مِنخَر مريض ، خون مايل به شُقرَت و در ظاهرِ دست راست او ، دانهء مايل به سفيدى بى وجع به هم رسد ، بايد دانست كه تا نُه روز خواهد مرد . و آيه و علامت آن ، آن است كه در به دو مرض خود ، مطلق خواهش طعام ننمايد .
سيزدهم آن است كه : چون ظاهر گردد بر ران چپ مريض ، سرخى بسيار و وجع ننمايد و طول آن سرخى سه انگشت باشد ؛ بايد دانست كه تا بيست و پنج روز خواهد مرد از به دو مرض خود . و آيت و علامت آن ، آن است كه او را خارش بسيار شديد در اوّل مرض به هم رسد و خواهش خوردن بُقول نمايد .
چهاردهم آن است كه : چون عقب گوش چپ مريض ، دانهء بلند سفيدى شبيه به دانهء نخود به هم رسد ؛ بايد دانست كه تا بيست روز از اوّل مرض خواهد مرد . و مثل آن ، از ساعتى كه ظاهر گشته است در آن ، دانه ؛ يعنى بيست ساعت . و آيت و علامت آن ، آن است كه در اوّل مرض خود ، بول بسيار نمايد .
پانزدهم آن است كه : چون در گوش چپ مريض ، دانهء سياهى ظاهر گردد ؛ بايد دانست كه تا بيست و يك روز خواهد مرد . و آيت و علامت آن ، آن است كه در اوّل مرض خود ، اشتياق آب سرد بسيار و به شدّت خواهد داشت .
هامش
( 1 ) . ب : ( مريض ) حذف شده .
( 2 ) . الف : شبره .