شانزدهم آن است كه : چون در عقب گوش راست مريض ، دانهء سرخ گرم شبيه به سوختگى آتش به بزرگى دانهء باقلايى به هم رسد ؛ بايد دانست كه تا هفت روز خواهد مرد . و آيت علامت آن ، آن است كه در اوّل مرض ، قى بسيار خواهد نمود .
هفدهم آن است كه : چون زير ذِقن مريض ، دانهء سرخ به قدر باقلا [ يى ] به هم رسد ؛ بايد دانست كه تا پنجاه و دو روز خواهد مرد . و آيت « 1 » و علامت آن ، آن است كه در اوّل مرض خود ، نَفثِ بلغمى بسيار خواهد نمود .
هيجدهم آن است كه : هر گاه عارض گرد وجع شديدى در حَشَفه و در مِرفق دست او « 2 » دانهء كَمِدُ اللّون به هم رسد ؛ بايد دانست كه تا پنج روز خواهد مرد . و آيت و علامت آن ، آن است كه در اوّل مرض خود ، خواهش شرب شراب خواهد نمود .
نوزدهم آن است كه : چون بر طرف چپ مريض ، دانه [ اى ] با « 3 » كمودت رنگ به هم رسد و وجع نداشته باشد ؛ بايد دانست كه بعد هفت روز از اوّل مرض خود خواهد مرد ، قبل از طلوع آفتاب . و آيت و علامت آن ، آن است كه او را در مرض خود ، خميازه بسيار عارض مىگردد .
بيستم آن است كه : چون بر ابْط ايسَر او دانهيى به قدر سَفَرجَل به هم رسد ؛ بايد دانست كه تا پانزده روز از به دو مرض خواهد مرد و آيت و علامت آن ، آن است كه از ابتداى مرض ، او را خواب بسيار ثقيل عارض خواهد گرديد .
بيست و يكم آن است كه : چون بر كعب مريض ، دانههاى بسيار سياه رنگ به هم رسد ؛ بايد دانست كه تا بيست و هشت روز خواهد مرد . و آيت و علامت آن ، آن است كه در اوّل مرض خود ، اشتياق هواى بارد و اطعمهء بارده در كمال شدّت خواهد نمود .
بيست و دوم آن است كه : چون بر سينهء چپ مريض ، دانهء اشقَرى به هم رسد ؛ بايد دانست كه تا چهار روز خواهد مرد . و آيت و علامت آن ، آن است كه در اوّل مرض ، خارش بسيار در چشم او به هم خواهد رسيد كه تشفّى از خارش نمىيابد ، هر چند كه بخارد و بمالد چشم را .
هامش
( 1 ) . ب : ( و آيت ) حذف شده .
( 2 ) . ب : ( او ) حذف شده .
( 3 ) . ب : ( با ) حذف شده .