تشخيص آن بسيار مشكل است ؛ به جهت آن كه هنوز تأثير حرارت در بر طرف كردن رطوبات ، واضح نشده است . [ و ] علاجش آسان است ؛ زيرا كه قدر كمى رطوبات كه فانى شده ، بَدَل رسانيدن و تسكين اين حرارت كردن « 1 » ، در كمال سهولت است .
مرتبهء دوم : كه حرارت قوّت گرفته ؛ زيرا كه رطوباتى كه مقاوم « 2 » حرارت باشند بر طرف شده و رطوبات بدن را به تحليل برده . [ و لذا ] شناختنش به جهت ظهور آثار قوّت حرارت و فناء رطوبات ، آسان است . و علاجش مشكل [ است ] ؛ از براى آن كه حرات قوّت گرفته و رطوبتها فانى شده است [ كه ] هم تسكين حرارت و هم عوض رطوبتهاى رفته را آوردن ، مشكل است .
مرتبهء سوم : كه حرارت به مرتبهء شدّت رسيده است و افناء تمام رطوبتها كرده . [ و ] قابل علاج نيست ؛ به جهت آن كه در اين مرتبه ، ضعف قوّهها و اعضاء به درجهء كمال رسيده و حرارت قوّت گرفته . و رطوبتها كه در اين مرتبه بر طرف شده ، رطوبت اصليهء اوليهء جيد « 3 » است كه از مادّهء منى ابوين به هم رسيده بود و بدل آن را به هم رسانيدن محال است ؛ مثلًا : هرگاه فتيلهء چراغ گرم شده آتش گرفته باشد و جرم فتيله سوخته شده باشد ، هر چند روغن در آن بريزند ، عوض جرم فتيله نمىتواند شد . و لهذا در اين صورت ، قابل علاج نيست و حال آن كه حرارت غريزيه نيز تحليل يافته و حرارت غريبه استيلاء تام نموده .
بدان كه دريافت و حكم به وجود اين حمّى :
در مرتبهء اوّل : هرگاه مسبوق به مرض ديگر نباشد ، بسيار مشكل است بر مَهَرَه اطبّاء « 4 » ؛ چه جاى ديگران [ ! ! ] زيرا كه علاماتى كه دلالت بر وجود اين حمى نمايند - به نحوى كه در خلطى و يومى مىنمودند - موجود نيست ظاهراً . و اغلب آن است كه صاحب اين حمّى ،
هامش
( 1 ) . الف : ( كردن ) حذف شده .
( 2 ) . الف : مقام .
( 3 ) . الف : چند .
( 4 ) . الف : ( اطباء ) حذف شده .