تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1377

مساهمون:

ص١٣٧٧

حمّاى دَمَويه ، دو نوع است : مطبقه و سونوخُس .

مُطبِقَه ، آن است كه : مادّهء آن داخل عروق تعفّن يافته و مادام كه تعفّن آن زائل نگردد ، صحّت نيابد و لازم باشد شب و روز و فتورى نيابد . و اين سه نوع است : « متزائده » كه روز به روز در تزائد باشد و « متناقصه » ، كه روز به روز در نزد كمى باشد و « متساويه » ، كه هر روز متساوى و برابر باشد . و بدترين همه ، متزائده است . و سونوخُس ، تب دموى است كه از تعفّن خون به هم نرسيده باشد ، بلكه از زيادتى و گرمى و جوش آن .

و حمّاى صفراويه سه قسم است : محرقه و غِبّ و حمّاى نافض .

مُحرِقَه ، آن است كه : تعفّن مادّهء صفراء داخل عروق باشد ؛ خصوص در عروق حوالى قلب و كبد . و دائمى باشد به دوام تعفّن آن و از غايت گرمى ، صاحب آن در خود حالتى يابد كه گويا مىسوزد . غِب ، حمّى صفراوى است كه تعفّن مادّهء آن ، خارج عروق ، در افضيه و خُلَل اعضاء قريبه به قلب يا كبد يا معده يا غير اين‌ها باشد . و يك روز در ميان آيد ؛ يعنى نوبهء اجتماع و ثَوَران آن ، يك روز در ميان باشد . و اين ، دو نوع است ؛ لازم و داير . و هر يك نيز دو نوع‌اند ؛ خالص يا غير « 1 » خالص : « حمّى غِبّ خالص » آن است كه : از عفونت صفراى محض باشد بدون مخالطهء خلط . و با نافض « 2 » و قُشعَريره و سردى بسيار آيد . و به عرق دفع گردد . و چهار ساعت تا نُه ساعت بماند . و در چهارم يا هفتم بحران نمايد . و هر دوره به منزلهء يك روزى است آن را . و « حمّى غِبّ لازم » آن است كه : مادّهء آن مختلط با بلغم باشد ؛ به حدّى كه از هم جدا نگردند . و اين دائمى باشد و ليكن يك روز در ميان شدّت نمايد . و « حُمّى شَطرُ الغِب » آن است كه : مادّهء آن نيز مختلط با بلغم باشد و ليكن اختلاط آن به حدّى نباشد كه از هم جدا نگردند ؛ بلكه جدا گشته ؛ يك روز نوبه صفراء و يك وز نوبهء بلغم [ است و ] نوبهء صفراء شديدتر و نوبهء بلغم خفيف‌تر [ است ] .
هامش
( 1 ) . ب : و غير . ( 2 ) . ب : يا نافض .