و حميات سوداويه نيز انواع است
آن چه داخل عروقى است « حمّى ربع دائمه « 1 » » نامند ؛ به جهت آن كه دائم است و در روز چهارم كه نوبهء آن است اشتداد مىيابد . و كم تر از چهارم ، سوداء اجتماع و ثوران نمىتواند يافت .
و آنچه خارج عروق است : از آن جمله « حمّى ربع داير » است كه به يونانى « تطرناوُس » « 2 » نامند . و دورهء آن به ربع باشد ؛ يعنى ابتداى نوبهء [ دوم ] آن ، روز چهارم نوبهء اوّل باشد و همچنين تا منقضى گردد . و نوبهء آن ، چهارده ساعت و دورهء آن ، هفتاد و دو ساعت باشد . و ديگرى ، « حمّى خمس » يعنى نوبهء آن پنجم باشد ؛ به همان ترتيب ربع . و ديگرى ، « حمّى سدُس » و « سُبع » و « ثُمن » و غيرهاست ؛ نيز به همان ترتيب .
ايام طفرهء ربع ، دو روز در ميان [ است ] و خُمس ، سه روز در ميان و سُدس ، چهار روز در ميان و همچنين است .
و از جمله حميات :
« حمّى بسيط » است كه : مادّهء آن يك خلط باشد .
و حميات حادّه : يعنى تبهايى كه در آنها همه ، حدّت و تندى مادّه باشد به عوارض شديد . و مدّت بقاء آن اندك و زود منقضى گردد .
و « حمّى صالِبَه » ؛ يعنى تبى است كه در آن لرزه و سرما نباشد .
« حمّى متبادله » : يعنى تبى كه مركّب باشد ؛ يعنى نوبهء يكى مبدّل به نوبهء ديگرى گردد و آثار يكى كه به اتمام رسيد ، آثار ديگرى ظاهر گردد .
« حمّى متداخله » : يعنى تبى كه داخل تب ديگر گردد . و نوبهء اولى هنوز به اتمام نرسيده كه نوبت ديگرى آيد ، داخل در آن . و علامات اين ، مخلوط به علامات آن باشد .
« حمّى متشاركه » : يعنى تبى كه با تب ديگر به طريق اشتراك ظاهر گردد ؛ مانند « حمّى جُدَرى » با « 3 » غِبّ داير و يا بلغمى داير جمع گردد .
هامش
( 1 ) . ب : حمّى ربيعه دائميه .
( 2 ) . الف و ب : ( قطرناوس ) آمده اما طبق متن قرابادين مؤلف حمى ربع داير « تطرناوس و شطر الغب » و شطر الغب به يونانى « طريطاوس » مىباشد .
( 3 ) . ب : يا .