تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1356

مساهمون:

ص١٣٥٦

و اگر آن ، انصباب صفراء باشد بدان روده :

علامت آن : خروج صفراست با پيچش و سوختن مقعده و تشنگى و تلخى دهان و ساير علامات غلبهء صفرا ؛ چنان‌چه در صداع صفراوى ذكر يافت . علاج آن : لعاب ريشهء خطمى در عرق بيدمشك و يا [ عرق ] بيد ساده « 1 » اگر يافت شود و الّا به آبِ بر آوردهِ بارتنگ و بزرقطونا از هر يك دو مثقال با روغن بادام و يا روغن گل چرب نموده ، بر آن پاشيده بياشامند . و اگر آب برگ كاسنى با آن نيز ضم نمايند بد نيست . و اگر بدين رفع نگردد ، مسهل مذكور در آن نوع را بياشامند . و غذا نيز به دستور . و آش جو نيز مناسب است . و سَفوفُ الطّين با شيرهء تخم خُرفه و به دانه و لعاب ريشهء خطمى . اگر پيچش بسيار شديد باشد سفوف الطّين را به روغن بادام چرب نمايند و يا لعاب به دانه و ريشهء خطمى با عرق بيد بنوشند . بعد [ از ] بر طرف شدن خون و نهايت تخفيف پيچش ، اگر باز تردّدى باقى باشد ، سفوفُ الرمّان را با ربّ به و شيرهء گشنيز خشك بياشامند . و سفوف لؤلؤ نيز مناسب است . اگر سبب آن ، سدّه از احتباس ثُفل يابس در امعاء باشد كه طبيعت متوجّه دفع آن گشته ، اين حركت و حالت محسوس مىشده باشد : علامت آن : سنگينى شكم و درد و پيچش دائمى و بيرون آمدن اثفال يابسه با پيچش بعضى اوقات . و جهت تفرقه و ظهور علامت دالّه بر هر يك آن است كه : تخم فلوس را چند دانه فرو برند : اگر به زودى مندفع گرديد ، سدّى نيست . و اگر به ديرى و بعد از چند دفعه و يا روز ديگر ، سدّيست . علاج آن : عنبُ الثّعلب و ريشهء خطمى را جوشانيده ماليده صاف ؛ كرده بارتنگ بَزرِقطونا ، به روغن بادام چرب كرده بر آن پاشيده بنوشند . و اگر محتاج به مسهل گردد ، همان مسهل را بياشامند و غذا به دستور .
هامش
( 1 ) . الف : سائيده .