و اگر ضعف با برودت و رطوبت معده باشد :
علامت و علاج آن نيز ، علامت و علاج وجع بلغمى است . و آشاميدن شربت افسنتين در اين مجرّب است . و غذا : طرف چاشت ، نخودآب يا كباب . و طرف شام ، تر پلاو . و « سفوف ارسطو » از ادويهء كثير النّفع است در اين و در اقسام ضعف معده .
فصل هيجدهم از مطلب دوم : در بيان « امراض امعا » و اسباب و علامات و معالجات آن از آن جمله ، « قُولَنج » است .
و آن ، عبارت از وجع شديدى است كه در امعاء به سبب احتباس ريح و يا براز عارض گردد ؛ خصوص رودهء « قولون » كه در آن اكثر واقع مىشود و لهذا مسمّى بدان گشته . و محلّ اين وجع ، ما بين ناف تا پشت زَهار است و به جانب راست و چپ نيز ميل مىنمايد ؛ به جهت آن كه وضع امعاء چنين است ؛ و چنانچه در تشريح امعاء ذكر يافت .
سبب آن : اگر بلغم غليظى است كه در امعاء مخلوط به اثفال شده باعث حبس گرديده و يا ريحى است غليظ كه در امعاء محتبس گشته و يا ثُفلى است كه خشك و غليظ گشته و محبوس در رودهها شده :
علاج آن : آشاميدن منضج متّخَذ از : عنّاب و سپستان ، از هر يك ده دانه ؛ رازيانه ، بابونه و عنبُ الثّعلب ، از هر يك دو مثقال ؛ جوشانيده ماليده ؛ با ترنجبين ده مثقال و روغن بادام تلخ دو مثقال بنوشند . و اگر معجون كمّونى دو مثقال فرو برند و بعد از آن منضج را بياشامند بهتر است . و شيافى از شكر و نمك و بورهء ارمنى و يا از صابون و شكر و نمك و بوره و شحم حنظل استعمال نمايند .
پس اگر به اين تدابير ، طبيعت اجابت نمود و وجع زائل گشت ، بهتر و الّا تحقين فرمايند به يكى از حقنههاى لينه .
غذا ، تا طبيعت رغبت تام ننمايد . تناول ننمايند و در آن صورت ، نخودآب مُتَوبَل به دارچينى و زيره و زعفران تناول نمايند . و البتّه آب سرد ننوشند .