جانب ديگرى . و اگر هيچ فرقى از جانب يمين و يسار معلوم نگردد ، اوّل از جانب راست و بعد از آن از جانب چپ نمايند ؛ چنانچه در ذاتُ الصّدر ذكر يافت .
و بدان كه ذاتُالريهء سوداوى ، كم عارض مىگردد ؛ مگر آن كه از ابتدا مادّه بلغمى باشد و صلب گشته سوداوى گردد .
علامت سوداوى گشتن مادّه ذاتُ الريه ، آن است كه روز به روز ، تنگى نفس بيش تر گردد و نَفث ، كمتر و حرارت ، شديد و استنشاق هوا ، صعب و دشوارتر .
علاج آن : لعاب به دانه ، لعاب حلبه ، لعاب بزر كتان ، با روغن بادام نوشيدن . و پيه مرغابى ، با لعاب ريشهء خطمى و تخم خطمى و بزر كتان و حلبه ، ضماد نمودن است .
فصل شانزدهم از مطلب دوم : در بيان امراض قلب از آن جمله « ضعفِ » قلب است و اسباب و علامات و معالجات آن
سبب آن اگر وصول بخار سوداوى به قلب و دماغ است . و آن :
اگر با حرارت مزاج و احتراق صفراست
علامت آن : علامات غلبهء صفراست ؛ چنانچه در صداع صفراوى ذكر يافت .
علاج آن : آشاميدن شربت سيب و شربت اترج و شربت ليمو و شربت ريباس و شربت آلوبالو و شربت انار و غوره و دوغ گاوى و تناول مفرحات بارده مانند اين مفرّح « 1 » قليل الأجزاء كثير المنفعة است : صنعت آن : گل گاو زبان ، گشنيز خشك ، تخم خرفه مقشّر ، صندل سفيد به گلاب سوده ، طباشير سفيد و برگ گل سرخ ، از هر يك نيم درم با شربت سيب و اگر نباشد با قند و يا نبات سه وزن ادويه سرشته ، خميره سازند .
و اگر دو مثقال مرواريد ناسفته به بيد مشك سوده و نيم مثقال ورق طلا و دو مثقال ورق نقره محلولين و نيم مثقال زعفران اضافه نمايند ، مىگردد اقوى [ و ] شربتى از دو مثقال تا چهار مثقال با عرق بيد مشك و گلاب با تخم بالنگو و فرنجمشك و يا تخم
هامش
( 1 ) . الف : مفسره .