تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1336

مساهمون:

ص١٣٣٦
پس : هر گاه ورم در يكى ازين پرده‌ها به هم برسد ، آن را « ذاتُ الجنب صحيح خالص » نامند . و اگر ورم در پرده‌هايى باشد كه ما بين هر يك [ از ] دو ضلع « 1 » و يا در پرده [ اى ] كه از بيرون بر آن استخوان‌ها كشيده ، و آن را « ذاتُ الجنب مغالط غير صحيح » خوانند . و اگر ورم در پرده [ اى ] باشد كه كشيده شده بر استخوان دنده‌ها - كه سر آن‌ها به هم نرسيده و به اصطلاح اطبّاء ، آن‌ها را « اضلاعِ خَلف » نامند . و آن ، ده استخوان‌اند ؛ از هر طرفى پنج « 2 » - ، آن را « شَوصَه » نامند . و بعضى به طريق ترادف ، هر يك از اين‌ها را « ذاتُ الجنب » و « شَوصَه » و « بَرسام » خوانند . و بعضى ، بر خلاف مذكور . و بالجملة ، مناقشه در اصطلاح نيست . پس : هرگاه ورم در پرده [ اى ] كه سينه را به دو قسمت كرده است باشد ، آن را « ذاتُ الجنب » و اگر در پرده [ اى ] كه متّصل است به استخوان‌هاى سينه باشد ، آن را « ذاتُ الصّدر » [ نامند ] . و اگر در طرفى « 3 » باشد كه متّصل است به مهره‌هاى پشت ، آن را « ذاتُ العَرض » نامند .

اگر سبب آن ، غلبهء خون باشد

آن را « ذاتُ الجنب خالص » نامند . علامت آن : حمّاى دائمى و وجع ناخس كه گويا در عضو مىخلد ؛ به سبب آن كه ورم در حجاب عصبى است و سرفهء شديد با درد و تنفّس پى در پى و تنگى نفس و سرخى رنگ رخسار و پرى رگها و جستن شرائين و عطش و التهاب و خشونت زبان و بىخوابى و هذيان و اخراج نفث مخلوط به خون - بدان كه اطبّاء ، آن‌چه را از سينه دفع گردد به سرفه ، آن را « نَفث » مىنامند - .
هامش
( 1 ) . ب : ضلع‌اند . ( 2 ) . الف : بيخ . ( 3 ) . الف : ظرفى .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1336 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى