و ببايد دانست كه در اين نوع سرفه و نوع اوّل و هر سرفه كه با حرارت مزاج باشد ، بعد از معالجات اگر سرفه بماند ، آشاميدن شير الاغ - به نحوى كه در حمّى دق مذكور خواهد شد - بسيار نافع است . و اگر هر روز با شير الاغ ، يك مثقال قرص خشخاش ميل نمايند نيز نافع است . و اگر شير الاغ به دست نيايد ، با ماءُ الشّعير ، آن قرص را بياشامند و يا با شربت بنفشه .
و اگر سبب سرفه ، مادّهء رطوبى بلغمى باشد كه به ريه ريخته
علامت آن : آن است كه : آنچه با سرفه دفع گردد ، در كمال غلظت باشد . و عدم علامات غلبهء حرارت .
علاج آن : آشاميدن مطبوخ گل بنفشه و نيلوفر و به دانه و اصلُ السّوس و تخم خبّازى و بزر كتان و حُلبه و زوفا ، جوشانيده ، صاف نموده ، نيم گرم بياشامند . و اگر زوفا داخل مطبوخ ننمايند « 1 » و با شربت زوفا آن را بنوشند نيز مفيد است . و اگر مويز منقّى و انجير و عنّاب و سپستان داخل آن مطبوخ بنمايند نيز مفيد است .
و آشاميدن شربت زوفا به تنهايى پنج مثقال با لعاب به دانه نيز مفيد است . و اگر احتياج به مسهل باشد ، همان مسهل مذكور را بياشامند .
فصل دوازدهم از مطلب دوم : در بيان « ذات الجَنب » و اسباب و علامات و معالجات آن
بدان كه آن ، عبارت از ورمى است كه در پردهء اندرون سينه كه بر استخوانهاى آن - كه « اضلاع » نامند و به فارسى « دنده پهلو » و به تركى « قبرغه » - كه از چهارده استخوان است ؛ از هر طرفى هفت عدد كشيده ؛ چنانچه در تشريح ذكر يافت . و يا پرده [ اى ] كه فاصله است ميان اعضاء تنفّس - از ريه و دل و حُجُب سينه - و اعضاء غذا - مانند معده و جگر و غيرها - كه بدين پرده ، اندرون سينه منقسم به دو قسمت « 2 » گرديده و لهذا اين را « حجاب حاجز » و « منصِّف » نيز نامند .
هامش
( 1 ) . الف : نمايند .
( 2 ) . ب : قسم .