سوم ، از هر چه دندان را كُند كُنَد ؛ مانند ميوههاى ترش و نارس و هر چه بسيار سرد باشد ؛ خصوصا بعد از چيزهاى بسيار گرم . و يا بالعكس ؛ يعنى چيز بسيار گرم بعد از چيز بسيار سرد بلافاصله خوردن « 1 » .
چهارم ، شكستن چيزهاى صلب به دندان .
پنجم ، دندانها را هميشه پاك داشتن ؛ كه به زودى بشويند بعد از چيز خوردن و خلال نمايند اگر محتاج به خلال باشند .
ششم ، آن كه مكرّر مسواك كنند ؛ خصوصاً بعد از خواب و ليكن در حين مسواك ، به شدّت نمالند كه ضرر به دندان و لثّه برسد و متألّم گردد . و نيز مبالغه به حدّى ننمايند كه آب دندان زايل گردد ؛ چنانچه در حديث نيز وارد است منع از آن ؛ بلكه به رفق و ملايمت و به قدرى كه چرك دندان زائل گردد .
بهترين چوبها براى مسواك ، چوب اراك و ريشهء درخت بژ « 2 » كه آويزان مىباشد و چوب مخمل كه در كشمير به هم مىرسد و چوب خطمى خطايى . و اگر نمك تركى را سوزانيده ، و با عسل ممزوج كرده ، در ماهى يك دو بار بر دندانها بمالند و بعد از لمحه [ اى ] مضمضه نمايند ، در صحّت دندان و لثّه بسيار مؤثّر است .
اگر سبب درد دندان ، غلبهء حرارت باشد و زيادتى خون
علامت آن : آن است كه از پاى دندانها ، اكثر خون برآيد ؛ خود به خود يا به اندك چيزى كه بدان رسد . و ساير علامات حرارت و خون كه در صداع حارّ دموى ذكر يافت . و آن كه به رسيدن آب سرد و چيزهاى خنك به دندان ، وجع تسكين يابد . و اكثر آن است كه با ورم بيخ دندان و يا حمرت آن مىباشد .
علاج آن : فصد قيفال و حجامت بين الكتفين . و بعد از اينها ، فصد چهار رگ كه در چهار طرف هر دو لب مىباشد به جانب اندرون . و آشاميدن مبرِّدات ؛ [ مانند ] ماءُ الشّعير و ادويه و اغذيهء مبرِّده ؛ به نحوى كه در صداع حارِّ و دموى « 3 » ذكر يافت .
هامش
( 1 ) . الف : ( خوردن ) حذف شده .
( 2 ) . ب : بر .
( 3 ) . ب : حار و دموى .