تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1322

مساهمون:

ص١٣٢٢

و اگر سبب آن ، سوداء باشد

علامت آن : علامات بلغمى است ؛ مگر آن كه در اين ، سنگينى سر و رطوبت دهان نمىباشد . علاج آن : همان علاج آن است ، الّا آن كه در اين ، قطور روغن بادام شيرين در گوش و شير گاو و يا بز بر سر ريختن ، بسيار نافع است .

اگر سبب آن ، رياح باشد

علامت آن : آمدن آواز و پيچيدن آن در گوش و حركت نمودن و شدّت و ضعف به هم رسانيدن . علاج آن : خوردن اطريفل گشنيزى است . و قطور ادويه و ادهان مذكوره در درد گوش بلغمى . و تكميد حُلبَهء جوشانيده در صرّه بسته . و بر گوش گذاشتن و گرفتن بعض بخورات مناسبه مانند بخور مرزنجوش و اكليل الملك و اسطوخودوس و پرسياوشان جوشانيده . و اكثر بخورات مذكوره در « قرابادين » ، درد گوش بلغمى را نافع است .

فصل پنجم از مطلب دوم : در بيان « رُعاف » و اسباب و علامات و معالجات آن

كه عبارت از خون آمدن از بينى است ، از انشقاق و يا انفتاح دَهَن عِرقى از عروق دماغ ؛ به سبب حدّت خون و يا كثرت آن . و اين را مادام كه به حدّ افراط نرسد و خوف ضعف نباشد ، حبس نبايد نمود ؛ زيرا كه مفيد و باعث خفّت سر و ساير بدن و رافع اكثر امراض است .

سبب آن اگر حدّت خون ، به سبب غلبهء صفراء باشد بر آن

علامت آن : علامات صداع صفراوى . و حدّت و حرارت مزاج . و رقّت خون و گرمى آن است . علاج آن : فصد قيفال و آشاميدن مبرِّدات ؛ چنان‌چه در صداع صفراوى ذكر يافت . و اگر از اين تدابير حبس نگرديد و به افراط آيد و موجب ضعف گردد ، آب بسيار سرد « 1 » بر سر بريزند و
هامش
( 1 ) . ب : ( سرد ) حذف شده .